نیــــــایــــــش

دوست دارم بر روی بلندترین نقطه زمین بیایستم ، تا به تو نزدیک شوم ، به تو که خوبی و مهربانـــــــــی !

دوست دارم از آنجا فریاد بزنم تا صدایم به گوشت برسد خدااایـــــــــــــــــــا  صدایم را می شنوی ؟ 

منم بنده گناهکار تو ، منم روسیاه ! منم شرمنده ! 

اما تو بخشنده ای ، ببخش گناهان بی شمارم را و دعایم را مستجاب کن . بارالهـــــاطاقت شنیدن قصه های تلخ مادران و همسران مسافر را ندارم ؛ فقط تو میدانی که چقدر سخت است ببینی جگر گوشه ات سفره ای از مواد مخدر بر روی زمین پهن کرده است ، می کشد ، می کشد و می کشد . و تو نمی توانی کاری انجام دهی و باید سکوت کنی  ، سکوت کنی و سکوت !

بایــــــــــدبغضت را در گلویت خفه کنی تا مبادا اشکی جاری شود که باعث خشم جگرگوشه ات گردد . 

 آرزو می کنم : 

" همه آنانی که گرفتار این اهریمن هستند راه کنگره را پیدا کنند و روزی در آن سکوی قهرمانی بایستند . "

خدایـــــــــــــــــا همین را از تو می خواهم :

" خدایـــــــــــــــــــــا دستهای جوانانمان را که اسیر این اهریمن هستند ، بگیر و راه

کنگره را به آنان روشن بنما"

"آمیـــــــــــــــــــــــــن"


برگرفته از لژیون پرواز همسفران




موضوعات مرتبط : دلنوشته ها،
برچسب ها : کنگره 60، درمان اعتیاد، نیایش،


تاریخ : شنبه 22 خرداد 1395 | 10:58 ق.ظ | نویسنده : مریم (استاد لژیون) | نظرات
15059.jpg

یکی از هدایای کنگره 60 ؛ آرامش است .

آرامش یعنی داشتن اعتماد به نفس .

اعتماد به نفس نتیجه قبول داشتن تقدیر خداوند است .

ایمان به خدا باعث اعتماد به نفس حقیقی ما می شود و در نهایت آرامش را بر زندگی ما حاكم خواهد كرد.

آرامش یعنی امنیت . امنیت از ایمان می آید.

كسی كه آرامش دارد قطعاً ایمان دارد .

همه ما و یا اكثر ما به ظاهر ، ایمان داریم . یعنی زبانی خداوند را قبول داریم . ولی عملاً در كارهایمان عكس این مطلب را نشان می دهیم . مثلاً ؛ از اینکه مرتبا اتفاقات و مشكلاتی بر سر راه ما پیدا می شود شکوه و گلایه داریم و متأسفانه  به این باور نرسیدیم كه این مشكلات آموزشهایی را در پی خواهد داشت .

و این بی ایمانی نشأت گرفته از ناآگاهی ماست .

وقتی من میزان دانایی خودم را بالا نبرم مدام از زمین و زمان شكوه می كنم . ولی وقتی سعی كردم آموزش ببینم و دانایی خودم را بالا ببرم آن وقت با خیلی از مسائل ، با آرامش خاصی برخورد می كنم . همه ما تا وقتی كه به كنگره نیامده بودیم ، دچار تشویش و اضطراب بودیم و نه تنها خودمان آرامش نداشتیم بلکه ؛ آرامش را از خانواده و اطرافیان خود هم سلب کرده بودیم .

وقتی وارد كنگره 60 می شویم و با راهنمایمان آشنا می شویم ؛ آرامش واقعی را در اعماق وجودش حس می کنیم و پی می بریم که اگر ما هم بخواهیم می توانیم با آموزش و خدمت به این آرامش برسیم .

در نهایت همه ما می دانیم كه آرامش واقعی را از خدا و با خدا بودن می توانیم بدست بیاوریم . وقتی كه از ته دل خدا را صدا بزنیم و از او كمك بخواهیم ، خدا هم نیروهای مثبت خود را به كمك ما گسیل می دارد تا به یك آرامش و امنیت خاطر برسیم .

 در طوفان با خدا بودن؛ بهتر از ناخدا بودن است.
 
خداوندا ؛ ما در پی هم روان شده ایم تا بدانیم آنچه را که نمی دانیم . . .

منبع : وبلاگ مسافر ابراهیم موحدی




موضوعات مرتبط : دلنوشته ها،
برچسب ها : کنگره 60، جهان بینی، آرامش،


تاریخ : چهارشنبه 21 مرداد 1394 | 08:07 ب.ظ | نویسنده : مریم (استاد لژیون) | نظرات