تبلیغات
امـــیــــــد رهـــــــایـــــــی - دستور جلسات لژیون(وادی پنجم)
به نام قدرت مطلق الله

دستور جلسه این هفته لژیون :  وادی پنجم

بطور کلی وادی یک تا چهارم ، ما روی تفکر کار کردیم و در آن حالات گوناگون را بررسی کردیم که ساختارها با فکر بوجود میآید ، هیچ موجودی جهت بیهودگی قدم به حیات نگذاشته ، باید بدانیم که هیچ موجودی به اندازه خودمان راجع به خودمان فکر نمی کند و در وادی چهارم که مسئله خداوند را مطرح میکند که راه های مختلف فرار از مسئولیت داشتیم که وادی چهارم جلوی آنها را هم سد میکند که مثلا تمام تقصیر پدر و مادرم بوده و اگر پولدار بودند من وضعم اینطور نمیشد ، اگر پدر و مادرم در سوئیس بودند من هم آنجا بودم و یا اگر در ایتالیا بودند الآن ایتالیایی بلد بودم صحبت کنم  و ...

...حالا این اگرها و کاشکی ها را میریزیم بیرون و همه راه ها را میبندد و یک راه میماند که روی خودمان حساب کنیم البته ما منکر کمک دیگران ، جامعه و خانواده نیستیم ولی مهم این است که بار مسئولیت عمده به عهده ماست پس مهم است که روی خودمان حساب کنیم و تا وقتی اینکار را نکنیم به هیچ جا نمی توانیم برسیم مگر مثل گداها دست خود را دراز کنیم و منتظر کمک دیگران باشیم حتی برای محبت .

حالا همه تفکرات که در وادی یک تا چهار کار کردیم ، تمام اینها به جای خود حال اگر اینها وارد عمل نشوند هیچ ارزشی ندارند جان کلام اینکه تفکری که به عمل در نیاید هیچ ارزشی ندارد در اینجا بچه هایی داشتیم که متون سردار و عقاب را خوانده بودند و از نظر اطلاعات در درجه بالایی بودند ولی ذره ای هم نتوانستند از آن مطالب استفاده کنند ( برای نهادن چه سنگ و چه زر ) وقتی که شما یک پولی یا ثروتی را پنهان کنید چه سنگ باشد چه زر فرق نمیکند ، من یک عالمه اطلاعات دارم ولی بلد نیستم از آن استفاده کنم به چه درد میخورد حالا مجموعه ای گفتارها را آیا میتوانیم به آن عمل کنیم یا نه وادی پنج اینرا توضیح میدهد ،بلد بودن زمانی ارزشمند است که ما بتوانیم آنرا بکار بگیریم و از آن استفاده کنیم ، اگر نتوانیم استفاده کنیم هیچ ارزشی ندارد مثلا شما فنون جودو و کاراته را بلد باشید ولی نتوانید دفاع شخصی انجام بدهید به هیچ دردی نمی خورد ، پس همه این دانسته ها برای پیاده کردن و اجرا کردن است .

خوب حالا ما انسان هایی که در بعد زمین هستیم در چند جهان زندگی می کنیم ؟ قدر مسلم همه شما خواهید گفت در یک جهان . که من سه جهان را نام میبرم که خود شما می پذیرید : یک همین جهان که در آن زندگی می کنیم و همه بیدار هستیم ، جهان دوم ، جهان خواب است وقتی می خوابیم در یک بعد و جهان دیگر هستیم و خواب ها را می بینیم که یک مقدار یادمان میماند و بقیه یادمان نمی آید ، آنچه که یادمان می ماند پنج حس بیرون منتقل می کنند به پنج حس درون یا حیوانی که یادمان می ماند ، جهان سوم جهان ذهنی ماست ، جهان ذهنی جهان فوق العاده پیچیده و مهمی می باشد و بسیار حائز اهمیت می باشد و اینقدر این جهان ذهنی شگفت انگیز است که از شگفتی ارزش آنرا درک نمی کنیم و یکی از شاهکارهای عظیم خلقت همین جهان ذهنی است علت اینکه آنرا درک نمی کنیم اینست که بسیار عظیم و بزرگ است ، مانند زمین که آنقدر بزرگ است که روی آن راه میرویم ولیی آنرا نمی بینیم و اصلا کره زمین را درک نمی کنیم که چگونه است ، کدام از شما احساس می کنید که کره زمین با سرعت یک کیلومتر در ساعت در حال حرکت است ؟ در جهان ذهنی ما ،  تمام ساختارهایی که می خواهیم بوجود بیاوریم یعنی چهار وادی اول فقط روی جهان ذهنی کار کرده اند وادی های یک و دو و سه و چهار برای دانسته های جهان ذهنی ما بود و حالا وادی پنج می گوید از جهان ذهنی باید قدم به جهان عملیاتی بگذاریم یعنی آنچه ساختار در ذهن بوجود آورده و نقشه کشیده و در ذهن اجرا کرده حالا باید در بیرون اجرا کنیم یعنی از جهان ذهنی به جهان عینی یا عملیاتی قدم بگذاریم می توان گفت که جهان ذهنی از جهان بیرون وسعت بیشتری دارد در جهان ذهنی هر چه بگویید موجود میشود ، من الآن هر چه بگویم در جهان ذهنی شما بلافاصله ساخته میشود ، مثلا زرافه ، حالا همه دارید زرافه ای می بینید ، حالا زرافه ای ببینید که دو شاخ هم در سر دارد ، همه میبینید ، زرافه ای ببینید که سر آن سر شیر باشد ، همه رویت می کنید هر چیزی را ، انسانی را مجسم کنید که چهار دست دارد یا شش پا دارد ، پس هر چه بگویید شو ، پس میشود ، در جهان ذهنی . ولی وقتی از جهان ذهنی که شو شود است بخواهیم بیاییم بیرون داستان تغییر می کند و مسئله و پارامتر زمان هم در آن مطرح میشود .

وقتی که به دریا نگاه میکنیم آب می بینیم و موج و یا وقتی به آسمان نگاه میکنیم آسمان آبی و آفتابی و گاهی با ابر و وقتی که خورشید برای استراحت موجودات پشت کوه پنهان میشود آسمان پر ستاره را مشاهده میکنیم ولی اگر بدرون آنها نفوذ کنیم آنگاه چه می بینیم ؟

در آب انواع ماهی ها و مرجان ها و در آسمان ، مثلا ماه و ستاره که منسوب هستند به عشاق و اگر همین ماه و ستاره را از نزدیک ببینیم زهره ترک میشویم از دور قشنگ است ولی از نزدیک ، برهوت ، نه آب دارد و نه علف و هیچ چیز ندارند و یا ستاره هایی از آتش ویا یخ ، آسمان با تمام زیبایی خیلی وحشتناک است انسان هم همین گونه است وقتی که به او نگاه میکنیم گاهی چند ده کیلو گوشت و استخوان می بینیم که راه میرود ، حرف میزند ، چاق است یا لاغر است سفید است یا سیاه ، را مشاهده میکنیم ولی اگر بتوانیم بدرون او نفوذ کنیم آنگاه عظمتی را مشاهده خواهیم کرد که کمتر از جهان بیرون نیست و آنقدر عظمتی خواهیم دید که به تصور نمی آید .

حال یک سوال ساده در همین نگاه گذرا به انسان ، تصور میکنید انسان در همین حیات زندگی خودش در چند جهان زندگی میکند ؟

حتما خواهید گفت در یک جهان ، ولی اگر کمی توجه کنیم متوجه خواهیم شد.

اول : در جهان خاکی یا فیزیکی که برای همه ما کاملا محسوس است .

دوم : جهان خواب که بصورت ناخود آگاه در آن زندگی میکنیم.

سوم : زندگی در جهان ذهنی.

خیلی ها در جهان ذهنی زندگی میکنند و دچار افسردگی میشوند که دست به خودکشی میزنند یعنی اول در جهان ذهنی خودکشی میکنند و بعد در جهان بیرون .

البته حیات های دیگری هم وجود دارد که فعلا قابل روئت نیستند مثل هفت اندام در هفت طبقه آسمان .

جهان ذهنی مقدمه برنامه ریزی و یا عمل تمرین برای چگونه زیستن در جهان خاکی و سایر جهان ها می باشد این برنامه ریزی بوسیله تفکر یا ساختارها بوجود می آید که در وادی یکم تا چهارم به آن پرداختیم ، برای مثال وقتی که تصمیم میگیریم یک ساندویچ بخوریم اول باید تمام مراحل از تهیه تا خوردن آنرا در ذهن خود برنامه ریزی کنیم گاهی در اجرای مراحل ذهنی متوجه میشویم که پول نداریم و یا در مکانی که هستیم اصلا ساندویچ فروشی وجود ندارد، بلافاصله این ساختار را لغو و به ساختار دیگری می پردازیم و غذاهای دیگر را مورد بررسی قرار میدهیم ، به هر حال برای خوردن ساندویچ ویا غذای دیگر دو نکته لازم و ضروریست ، اول : تفکر و تشکیل ساختارهای مناسب ذهنی برای خوردن ساندویچ ، دوم : به اجرا در آوردن ساختار ذهنی ساندویچ تا خوردن آن.

بنابراین در این وادی اگر ما نتوانیم ساختار ذهنی و تفکراتی خود را تبدیل به ساختار های عملیاتی نمائیم هیچگاه به نتیجه نمی رسیم به عبارت دیگر همیشه ساختار ذهنی ساندویچ را فراهم کرده ایم ولی هرگز به  مهمترین بخش عملیاتی و لذت بخش که خوردن ساندویچ است نخواهیم رسید و یا به قول قدیمی ها ( با حلوا حلوا گفتن هرگز دهان شیرین نمی شود ) پس ما در این وادی تمرین میکنیم تا ساختارهای تفکرات خود را از قوه به فعل در آوریم و به آن دسته از افکارمان که منطقی هستند اجازه دهیم تا وارد مرحله اجرایی و عملیاتی شوند تا ساختارهای عملیاتی جدید را بوجود بیاوریم ، برای به اجرا در آوردن ساختارهای فکری به ساختارهای عملیاتی بایستی کارهایی بکنیم مثل ترس را از بین ببریم ،اضطراب باید از بین برود ، عدم اعتماد به نفس ، ناامیدی و سایر نکات منفی خارج بشویم تا به مرحله آرامش قدم بگذاریم تا اجرا کردن خواسته های ما عملی باشد و برای رسیدن به آرامش پاکسازی و سازندگی را از خودمان آغاز نماییم و برای اصلاح اخلاق ، رفتار و کردار و منش خوددر کل بایستی سه اصل ندار سالم ، گفتار سالم و کردار سالم را همیشه در نظر داشته باشیم ، چون وقتی که اندیشه و تفکرات ما سالم باشد بصورت خودکار گفته های ما سالم می شود و زمانیکه گفتار ما سالم باشد ما به طرف کردار سالم و یا عمل صالح و صلح آمیز هدایت خواهیم شد در ضمن باید این نکته را بدانیم دانستن تنها بدون اینکه دانسته های ما مورد استفاده عملی قرار بگیرد هیچ ارزشی ندارد انسان های زیادی یافت میشوند که دانسته های زیادی دارند ، اشعار و مطالب زیادی از بزرگان را حفظ کرده اند مسائل مختلف دینی و فرهنگی را بخوبی میشناسند در هر مطلبی که بیان شود فوری خود را صاحب نظر می دانند ولی متاسفانه حتی خودشان هم نمی توانند از دانسته های خودشان استفاده کنند قصه آنها مانند فردیست که هزاران هزار سکه طلا دارد و از گرسنگی در حال مرگ است ولی قادر نیست که یکی از آن سکه ها را بدهد و نان بخرد تا از گرسنگی نمیرد .

حال همانگونه که به نیکی می دانیم برای تبدیل یک لیوان آب آلوده و کثیف به یک آب سالم و زلال فقط یک راه وجود دارد و آنهم تصفیه است پس برای تبدیل انسانی بی تعادل و به هم ریخته به انسانی با تعادل و موجه فقط یک راه وجود دارد و آنهم تزکیه و پالایش انسان است یعنی دوری از ضد ارزش ها و رفتن به طرف ارزش ها ، هکنون برای خروج و یا صعود از اضطراب ، نگرانی ، پریشانی وبیماری و ...به طرف رهایی یکسری پله هایی را باید طی کنیم .

1. برگشت از ضد ارزش ها :  چون روان آدمی وقتی به ضد ارزش ها آلوده گردد بی قرار میشود بنابراین باید از ضد ارزش ها بطور کلی پرهیز نمود و آنمقدار از ضد ارزش هایی را که در حال انجام آن هستیم از آنها برگشت نماییم که این همان مسئله توبه است یعنی بازگشت ، ممکن است گفته شود که ضد ارزش ها چه هستند ؟ در مرحله نخست هر کس بدرون خود برود و لحظه ای فکر کند بدرستی میداند که انجام چه عملی ارزشمند است و انجام چه عملی ضد ارزش ، ممکن است ضد ارزش ها در فرهنگ های مختلف کمی متفاوت باشند مثلا خوردن مشروبات الکلی که در بعضی جوامع مشکلی ندارد و در بعضی جوامع مشکل دار است یا لباس پوشیدن در یکسری فرهنگ ها یک جور است و در دیگر فرهنگ ها جور دیگر ، بنابراین میتوان از قوانین فرهنگی ، مدنی و دینی هر جامعه آنها را مشخص کرد حال برای مثال چند ضد ارزش را که تمام جهان آنها را به رسمیت میشناسند نام میبریم مثل دروغ گفتن ، دزدی ، رشوه دادن و رشوه گرفتن ، پیمان شکنی ف مصرف مواد مخدر ، غیبت ، شهادت دروغ دادن ، به حریم دیگران تجاوز کردن ، در کار دیگران تجسس کردن و ... که اینها میشوند مجموعه ای از ضد ارزش ها .


دستورجلسه هفته آینده : ادامه وادی پنجم و سی دی صبر ، استقامت ، آرامش




موضوعات مرتبط : دستور جلسات لژیون،
برچسب ها : کنگره 60، وادی پنجم، ضرارزشها،


تاریخ : دوشنبه 22 تیر 1394 | 05:00 ب.ظ | نویسنده : مریم (استاد لژیون) | نظرات