تبلیغات
امـــیــــــد رهـــــــایـــــــی - دستور جلسه لژیون ( سی دی زمان مناسب)
      به نام قدرت مطلق الله

دستور جلسه این هفته لژیون :  سی دی زمان مناسب (آقای مهندس دژاکام)



وقتی چیزی را از کسی می خواهید باید خیلی حسابگر باشید ببینید آن خواسته شما مثل مثلث سه تا ویژگی داشته باشد . که 1- در زمان مناسب و 2- در مکان مناسب 3- در کلام مناسب . آن خواسته را ارائه بدهید . اگر سه تا را برآورده نکنید خواسته شما برآورده نمی شود .
بحث مربوط به تاریخ 10-2-85 صحبتهایی بین شاگرد و استاد و درمورد قلم و لسان و عمل است . این سی دی در تاریخ 18-12-94 توسط جناب مهندس دژاکام انجام شده است .

پاراگراف سخنان :
بعضی عمل ها باید در زمان خاص خودش انچام شود . مانند رطب رسیده که بدون بالا رفتن از اشجار می شود آن را تناول کرد . مطرح می کند که هر کاری را باید در زمان خاص خودش انجام بدهیم . مثل رطب خوردن که اگر برسد خودش پایین می افتد در غیر اینصورت باید از درخت نخل به آن بلندی پا هزار مشکلات بالا برویم که البته آیا رسیده باشد یا نه ! داشتم به درخت گردو نگاه می کردم که چقدر بلند است . و در روستا تعدادی هستند که از درخت گردو افتادند و قطع نخاع و فلج شده اند و فکر کردم که خلق خدا همیشه حساب شده است . اصلاَ درخت گردو غیر از این نمی شد ، زیرا 5000 گردو می دهد ، بوته که نمی شد باشه . بعد از مدتی فهمیدم کسی نباید از درخت بالا برود . زیرا وقتی گردو رسید پوست روی آن خشک می شود و می ریزد و می افتد پایین و نیازی به بالا رفتن از درخت نیست . پس علت حوادث بعلت نرسیدن گردو است . یا بالای درخت بروید و تکان بدهید تمام گردوهای رسیده پایین می افتد اگر نیافتد زمان لازم آن نرسیده این قضییه در تمام مراحل زندگی ما هست . چیزی که می تواند خیلی در زندگی ما نقش داشته باشد و بسیار کاربردی باشد و آن چیزی هست که ما بلد نیستیم . خواسته ای داریم بلد نیستیم مطرح کنیم . کی مطرح کنیم ؟ که خیلی خیلی مهم است . وقتی چیزی را از کسی می خواهید باید خیلی حسابگر باشید ببینید آن خواسته شما مثل مثلث سه تا ویژگی داشته باشد . که 1- در زمان مناسب و 2- در مکان مناسب 3- در کلام مناسب . آن خواسته را ارائه بدهید . اگر سه تا را برآورده نکنید خواسته شما برآورده نمی شود . مثلاً من از ورزش آمدم ، دفتر ، ساک ورزشی روی دوشم است . چایی نخوردم ، کاری را شروع نکردم . شاید بخواهم بروم به سرویس بهداشتی سری بزنم حالا کسی جلوی من را می گیرد و می گوید مهندس کار دارم . من در آن موقع نمی توانم حرف او را بشنوم و نه زمانش و نه مکانش و نه بیان مناسبی می تواند داشته باشد . اگر خواسته را می گوئید براورده نمی شود با کلام مناسب می گویید برآورده می شود . مثلاً می آئید داخل خانه یکی از اعضاء مشکلی در گیری در بیرون خانه داشته اصلاً آمده خانه و ماشینش تصادف کرده یا جریمه شده یا ماشین را بردنند . آمده خانه هنوز کفشها را در نیاورده و داخل نشده شما می گویید چرا قبض آب و برق را پرداخت نکردید یا فلان چیزی را قرار بود بخری ! چرا نخریدی .آن جا هیچ مناسب نیست . نه زمان ، نه مکان ، نه کلام ، بعضی وقتها با بدترین کلمات بیان می شود . حقیقت مثل گل است . این گل را می توانید به یک مجسمه زیبا تبدیل کنیدو یا به یک گل زیبا و یا کلوخ بسیار زشت و زننده باشد . برخورد خیلی فرق می کند مثلاً وارد یک اداره می شوید . بدون اجازه می شینید و کلام نا مناسب هم می زنید و انتظار هم دارید که به شما جواب بدهند . نوع ایستادن در مورد خواسته های شما هم مطرح است . مثلاً آقایی می ایستد صحبت کند ، کج می ایستد و دست در جیب و به شکل نا مناسب ، دعوای حقوقی داشتم وارد اتاق قاضی شدیم من همانجا مودبانه و مرتب ایستادم و قاضی سرش پایین بود و مطلب را می نوشت . شاکی من رفت نشست و پایش را هم روی هم انداخت . و قاضی دعواش کرد و گفت : کی گفته شما بشینید . بلندش کرد وبه من گفت : شما بفرمایید . همین جا حکم صادر شد . حالا هر چقدر هم بگوید در وحله اول در دل قاضی نشست . پس ما هر چیزی بخواهیم باید در شرایط مناسب باشد . حتی اگر از راهنما بخواهید با الفاظ مناسب . مثلاً اوتی می خواهید امکان دارد بیشتر کند ، اما اگر شرایط را رعایت نکنید . سقوط آزاد میدهد . با دوستتان ، در هنگام خرید ، معامله و تجارت و هر چیزی …. باید این را در نظر بگیرید . زمان مناسب و مکان مناسب . دارد میرود جلسه و کار مهمی دارد و شما جلوی او را می گیرید و آن شما را دک می کند ، یا با مهمانهایش دارد صحبت می کند شما حرف می زنید و خوب شما را رد می کند . ممکنه خواسته را تنهایی بخواهی سه تا چهار تا را با هم نگویید . پس همه اینها حساب است . با زبان زور و در هرجا و مکانی نمیشه و قطعاً با شکست مواجهه می شوید اگر به موفقیت نرسد نمی توانید انجام بدهید . مثل رطب .
سخنان : شاگرد سوال می کند که نیک می دانید که برای انجام کارها مسایل زیادی مطرح است . گاهی با خود فکرمی کنم از سرعت لازم برخوردار نیستم . خواهش می کنم اگر موردی و یا مشکل خاصی را احساس می کنید یا در آموزش نقصی وجود دارد و مطلب خاصی مطرح هست که مورد نظر شماست .مرا به گونه ای مطلع کنید . البته تمام ادمها احساس می کنند که از کارهایی که انجام می دهند . عقب هستند و خیال می کنند البته عقب هم هستند . اگر سرعت زیاد زیاد باشه مشکل ایجاد میکنه . ماشینی که با 100 کیلومتر سرعت دارد در 20 کیلو متری نمی توانید متوقف کنید اتومبیل را تا مانع را ببینید به مغز برود و به پا دستور بدهد . شما 20 کیلومتر را رد کردید . شما با ماشین جلویی باید فاصله داشته باشید . چرا می گویند اتومبیلی که از عقب می زنند همیشه مقصر است . به هر دلیلی مثلاً راننده جلو ، عشقی پای خود را گذاشت روی ترمز ، عمداً باز شما مقصر هستید . چون ماشین پشتی باید سرعتی داشته باشد و فاصله را رعایت کند که بتوانیم تصمیم بگیریم و ماشین را متوقف کنیم چون امکان دارد راننده جلو ، به هر دلیلی حتی متوقف بشود سکته کند و یا حیوانی یا انسانی جلوی ماشین بیاد شما باید بتوانی اتومبیل را کنترل کنی . سرعت بالا و پایین ایجاد مشکل می کند . شما در لاین سرعت با 60 کیلومتر نمی توانید برانید . در انجام کارها هم همینطور است . با تانی ایجاد مشکل می کند با عجله هم انجام بدهید ایجاد مشکل می کند. گاهی اوقات فکر می کنیم همه چیز را می دانیم ولی وقتی تفکر می کنیم می بینیم ابتدایی ترین چیزها را نمی دانیم ما حتی یک خواسته ی معمولی که داریم نمی دانیم در قالب چه کلماتی بیان کنیم و چه جوری و در چه زمانی فقط به خواسته نگاه می کنیم و برای همین همیشه دچار مشکل و بحران می شویم .
استاد) ما در مواردی که بسیار ضروری است و لازم باشد شما را از آن آگاه می کنیم . الآن هم همینطوره است . راهنما در مکان مناسب لژیون و با بهترین کلام رهجو را آگاه می کند . این برنامه کم است . این زیاد است و آگاه می کند . در کل امورات جاریه در کمال آرامش در حال حرکت باشید . در همه جا باید یک چیز مورد نظر ما باشد و آن آرامش است . باید آرام باشیم . با سر نیزه صحبت نکنیم . با تندی با مردم صحبت نکنیم ، زود جوش نیاریم ، زود عصبانی نشویم . چون وقتی آرام صحبت می کنید آرامش را منتقل می کنید . وقتی با سر نیزه و تند صحبت کنی . پریشانی و عبانیت و بی تعادلی را منتقل می کنی و جو را متشنج می کنی و در هر کاری رانندگی و کار و غیره آرامش به این زودیها به دست نمی آید باید مشکلات را حل کنیم تا به آرامش برسیم . با وجود هزار تا مشکل که آدم به آرامش نمی تواند برسد . چک برگشت خورده و شکایت کرده و …. معلوم است که آرامش نداری . ما نمی گوییم که عجله نکنید در بعضی از کارها باید تندتر باشید و یا موضوعی را کنار بگذارید در زندگی لازم نیست که مثلاً بگویید من اصلاً تفریح نمی روم من اصلاً کم می خوابم . اصلاً غذا خوب نمی خورم . یا اصلاً فیلم نگاه نمی کنم . کتاب نمی خوانم . میگویم . نمی خواهد خودتان را محروم کنید . نه شما زندگی کنید و برخودار باشید . یکی از مسایل مهم بارز حیات خود حیات است ، خود زندگی است . فقط خود هدف نیست که شما به یک جایگاهی برسید . مثلاً در مکتبی می روید ریاضت می کشید و مطالعه می کنید که سوفی و عارف و شیخ بشوی حالا شدی که چی بشود که چیکار کنی . همه را برای حیات و حال خوش برسی . می خواهی 40 سال را فنا کنی که به آنجا برسی . آنجا خودش هم حیات است . در کتاب آسمانی هم می گوید که اگر کار خوب کنید به شما بهشت را می دهم . بهشت جای آسایش و حال خوش است . و سیستم ما هم همینطور است . لازم نیست تارک دنیا بشویم آن حال خوش را باید داشته باشیم . آن حق حیات و زندگی را داریم . نمی خواهم یک سری چیزها را کنار بگذارید . با دست خودتان نفس خودتان را نکشید .یعنی آن چیزی را که خداوند حلال کرده نروید حرام کنید . استفاده کنید . در کتاب حال خوش هم گفته ام . باید در صراط مستقیم حرکت کنیم نه افراطی و تفریطی . نه از پاپ هم کاتولیک تر بشویم . اما حرکت طوفان طوری عمل بنمایید که هر انسان از آنچه آموخته می نماید به همه ی اطوار دلالت می نماید . در زندگی هر انسانی طوفان به وجود می آید یا کوچک یا بزرگ . آن مشکلات جنبه ی طوفان دارد . وقتی دچار بحران می شویم باید طوری عمل کنیم که بتوانیم طوفان را رد کنیم . طوفان را کنار بگذاریم برخورد ما خیلی مهم است . یاد گرفتیم چه جوری با مشکل برخورد کنیم . قبلاً گفته ام در یک سی دی . وقتی در کویر در قدیم با شتر کاروانها سفر می کردند . یک دفعه طوفان شن می شد . الآن هم در جاده ی شوره گز از بم تا زاهدان طوفان شن می شود یک دفعه شنها آمدند و رنگ ماشین را مثل سمباده پاک کردند . اولین کاری که شتربان انجام می دهد عقال شتر را می بندد یعنی زانوها را یکی یکی با طناب گره می زند و همه ی شترها را می خواباند و چادر شب را برمی دارد و زیز شترها در طوفان می خوابد و چادر را گاهی می تکاند تا طوفان تمام بشود . کسی که بلد نباشد . مها رشتر را می گیرد و خودش هم اشتباه می رود . باید بداند با طوفان چه جوری برخورد کند . نمی توانیم کسی را پیدا کنیم که در زندگیش طوفان نباشد و طوفانهای نا جور نباشد . ما باید صبور و بردبار باشیم . یاد بگیریم که چگونه از زیر این طوفانها خارج شویم . حتی در کابوسهای شبانه . زمان مصرفم همیشه کابوس داشتم . ادامه داشت تا زمانیکه یاد گرفتم . با کابوسها چگونه برخورد کنم کلیه کابوسها از بین رفت ، خلقت انسان این است تا زمانیکه یاد بگیرد مشکلات را حل کند . این مشکلات هست تا زمانیکه یاد بگیریم اعتیاد خود را چگونه در مان کنیم . این اعتیاد هست و تمام مسایل زندگی هم همین طور است . تا زمانیکه می خوری زمین بلند شدن را یاد نگیری باز می خوری زمین . وقتی خودت یاد گرفتی خودت از زمین بلند شوی . دیگه زمین نمیخوری اصلاً خلقت همین است . تا زمانیکه حل مشکل را یاد نگرفتیم عمل می شود تا ما یاد بگیریم و این ادامه دارد و شما نمی توانید از راه دیگری این کار را انجام بدهید . شخصی رفت پیش شخص بزرگی گفت که من امشب چی می خورم ؟ . گفت : شیر شتر و این شخص خواست برخلاف آن عمل کند که بگوید تو دروغ می گویی و اینی را که تو میگی درست نیست . می رود منزل می گوید شام چی داریم میگه شیر شتر نمی خوره میره بیرون و هر جا که میره همه شیر شتر داشتند بالاخره تصمیم میگیره که به بیابان بره و تاصبح آنجا باشه که مجبور نشه که چیزی بخوره در بیابان که قدم میزده یک تعدادی عشایر میبینه که دور هم هستند میره تا باآنها صحبت کند . آنها میگویند شام خوردی میگه نه نخوردم . براش شیر شتر میارن و ناراحت میشه ومیگه که من نمی توانم بخورم و آنها جمع می شوند و کتکش می زنن و می گویند که ما رسم داریم که شامی را که به مهمان بدهیم بخوره و اگر نخورد به ما اهانت بزرگی کرده . و باید شام ما را بخوری . آنقدر می زننش تا شیر شتر را بخورد . زندگی ما هم دقیقاً همینطوری است . وقتی مشکل پیش می آید باید حلش کنیم . اگر حلش کنیم عین همین قضیه است . از خانه ، محله ، کار و غیره آنقدر می زنندت که مشکل را حل کنی اگر نکردیم آنجوری به ما می آموزند اگر از آموزگار آموختی ، آموختی اگر نیاموختی از روزگار می آموزی . الآن بچه هایی هستند از قدیم تو کنگره بودن هنوز درمان اعتیاد نشدن . 10 سال است 12 سال است هی رفتن و اومدن . میان و میرن و هنوز نتوانستن سفر را به پایان برسانن و این قضییه هنوز ادامه دارد تا زمانیکه ما بتوانیم تمام مشکلات زندگی هم همین است . تا زمانیکه ما بتوانیم آنها را حل کنیم . حل می شوند و گرنه درست نمی شود چشمه باید جوری باشه که از خودش آب بده و شما با سطل در چشمه آب بریزید آن چشمه ، چشمه نمی شود مثل چاهی که خودش باید آب بده انسان هم همینطوره خودش باید وظایف خودش را انجام بده و این بر دوش همه هست و کار خودش را خودش انجام بده در زمان طوفان . پس طوری عمل بنمایید که هر انسانی از آنچه آموخته می نماید برتمام اطوار دلالت نماید . بعضی از عملها بایستی در زمان خاص خودش انجام شود مانند رطب رسیده که بدون بالا رفتن از اشجار می شود آنها را تناول کرد . زمانی با اوضاعی که از ظلم مردمان برخورد کردند . آسمان هم به غرش در آمده بود . و شایدهم هیچکس قادر به انجام عدالت نبودند . اما شروع و آغاز راه فقط یک فرمان است که باید باشد حال این فرمان به صور مختلف می تواند مکتوب بشود . زمانی و اوضاعی که از ظلم بر مر دمان برخورد می کردند انسانها خودشان به خودشان ظلم می کنن . مظلوم کسی که مورد ظلم قرار می گیرد که خودش هم مسبب آن هست . در یک جامعه هم همیطور است . یک سری اصول را مردم باید یاد بگیرند . جنگ و ستیز و اعتصاب را نباید یاد بگیرند . درست زندگی کردن را یاد بگیرند . فساد نکردن را یاد بگیرن تا حدی می شود درست کرد . مثلاً از کارگر بگیر که تا صاحب کار هست کار می کند اگر نبوده کار نمی کند . مثلاً پایان نامه می فروشند . این جامعه خودشان به خودشان ظلم می کنند . از یک جا حق حساب می گیری صد جا باید بدی . پس ظلمی است که خودمان می کنیم به خودمان وقتی آشغال می ریزیم در طبیعت ظلم بر خودمان کردیم . در رودخانه ها می روید به حریم رودخانه تجاوز نباید کرد تا 50 متری 100 متری نباید خانه ساخت . که این کار را کرده اند و پایه ی خانه را در رودخانه زدنند . این ظلم به خودمان بر می گردد . 5 سال بعد یک سیل می آید و همه را نابود می کند . کسی به مردمان ظلم نمی کند . این خودمان هستیم . خیلی از تمدن ها بودنند که فرمان صادر شد که همه نابود شدند. زمانیکه هیچ کس نمی توانه کاری انجام بدهد از طرف خداوندفرمان صادر می شود که کاری انجام بدهند که اینجا منظور پیامبران است . جامعه از نظم و نظام خارج می شود . در گمرک پارچه ی درجه ی یک گرانقیمت را وارد کردند و نوشتند پارچه ی چادری . اینجا دولت فهمیده و همه را مصادره کرده . این به دولت خسارت وارد می کند وبه تک تک آحاد جامعه ظلم می کند . این پول برای راهسازی مدرسه و هزار چیز دیگر مورد استفاده قرار می گیرد . دزدی می کند و پول نمی دهد . ظلمی است که خودش به خودش می کند . اما شروع و آغاز راه فقط یک فرمان است . حال این فرمان به صور مختلف می تواند مکتوب شود و زمانی است که خداوند کسی را گسیل می دارد . مثل رسول خدا ، عیسی و موسی یک سری دستورات جدیدی بیاورد که این دستورات درست شود . قوانین دینی خیلی نتیجه اش بهتر جواب میده برای کشور تا قوانین مدنی چون قوانین دینی اخلاقی است .می گویند که این کار حلال است . این کار حرام است . حالا بعضی ها راههای گریز پیدا می کنند و حرام انجام می دهند و کلاهبرداری را انجام می دهند . پس یک جوری مکتوب می شوند یا با زبان ، یا لسان غیبی باشد ، یا مکتوب شود و برسد و البته با صلاح دید به صورت کلی و یا جزء به جزء ارسال می گردد . آن موقع است که از طرف خداوند فرمانی صادر می شود که به زبان است یا لسان . فرمان غیبی است می آید .یا مکتوب است یا به روش های مختلف القاء می شود . زمامدار راستی می گوید جهان ها را ما خلق نکردیم و ما هم به تنهایی قادر به اداره امورات نبوده و نیستیم اما قوانین الهی را می توانیم با کمک فرستادگان با فرمان به جهاتی که مد نظر الله است شهرها را آباد و قابل سکونت بنماییم و این به قلم و لسان و عمل دارد . جهان را که ما خلق نکردیم و تنهایی هم قادربه ادامه نیستیم اما قوانین می توانند راه را برای ما باز نمایند و آن کسی که جهان ها را خلق کرده می تواند قوانین را اعلام کند . ما همیشه خیال می کنیم قوانین الهی فقط دراین ختم می شود که ما نماز بخوانیم ، روزه بگیریم ، حج برویم و در مراسم خاص شرکت کنیم . یعنی همین ها . بله اینها هستند و قوانین مهمی هم هستند اما اینها حق خداوند است و به جز اینها قوانین دیگری هم هست . گرچه روزه هم حق انسان است هم حق خداوند .
اگر رشوه بگیرید و هرسال حج بروید شما شاگرد شیطان هستید از لباس حج و نماز داره سوء استفاده می شود . مثل داستان شنگول و منگول که گرگ در لباس میش ظاهر می شود . بعضی ها از این لباس ها بعنوان پوشش و استتار استفاده می کنند . کسی که در زمین فساد می کند و میلیاردها پول مردم را می خورد .کسی که در زندگی دیگران دخالت می کند ، تجسس می کند ، هر چه خوبی است برای خودش می خواد و هر چی بدی است برای مردم می خواد ، کسی که پیمان می شکند اینها فرامین الهی است . اینها به صورت مکتوب و لسانی می آید تا این فرامین را بگویند . قوانین چیزهای ظاهری نیست که ما به آنها چسبیدیم . با قوانین شهرها آباد می شود و قابل سکونت کرد . اگر جنگلی را با یک گلوله به آتش بکشیم . آن جنگل تقصیری ندارد و فاعل مقصر است . اگر این کار را کنیم که شهر ها را آباد می کنیم . شهری ، شهر الهی است که انسانها دروغ نگویند . رشوه نگیرند و فساد نکنند و مواد مخدر مصرف نکنند ، قتل و جنایت نکنند .اما اگر شهری باشد که دروغ بگویند و رشوه بگیرند و فساد کنند . اگر در پنج نوبت در صفوف منظم نماز بخوانند و عبادت کنند .آن شهر ، شهر الهی نیست . آموزش و تعلیم درست زمان می برد . اما در ابتدا بسیار سخت می نماید ولی وقتی محصول سالم و بدون هیچ عیبی بیرون میدهد . آنگاه باغبان می داند که چه عمل عظیمی را به انجام رسانده و این ممکن نیست و در صورتی امکان دارد که زمین سخت نباشد و آب و خاک آن ، از آنچه لازم است برخوردار باشد . یعنی آماده باشد . پس باید آموزش درست و صحیح باشد . ولی وقتی محصولی بدون عیب بیرون داده باشد می فهمد . راهنما هم همینطوره اولش سخت است . ولی وقتی توانست محصول خوبی را بدهد کار عظیمی کرده و آموزش لازم را داده . افرادی را به نتیجه برساند . احیا کردن یک انسان کار بسیار عظیم وطاقت فرسایی است که کمتر انسانی قادر بوده این انسانها را احیاء کند و برای همین است که ارزش ما بسیار بالا است . اگر نفسی را احیاء کنی انگار کل انسانها را احیاء کردی . یعنی شرایط باید محیا باشد متون آموزشی باید محیا باشد . مطالبی که گفته می شود درست باشد . الآن برای کار خودمان باید خود شخص بخواهد . متون آماده باشد درس و معلم آماده باشد و همه چیز آماده باشد . یعنی خاک باید تمام املاح را داشته باشد تا تبدیل به یک میوه بشود . اگر دور هم جمع بشویم و متد درستی نداشته باشیم و حرف درست ، متون درست ، سی دی های درست ، سخنرانی های درست ، معلم های درست ، آموزش های درست باید همه محیا باشد وگرنه به نتیجه نمی رسیم . پیامبران هم سوای آماده بودن باید خوراک داشته باشند . خشک و خالی نمیشه . باید دستور کار و قانون و مطلب و آموزش و متون آموزشی داشته باشد و آب و خاک باید هر دو محیا باشد . آبی باشه که سم درونش باشد که ریشه ی گیاه را از بین ببرد و خاکی نباشد که فاقد املاح باشد . وقتی قرار است جامعه درست بشود باید همه چیز آماده باشد و ما به آنچه که به شما رسیده و توسط دوستان و یاران خوب مکتوب شد . می دانیم که در آینده برای شما حق و آنچه حق است یعنی مقرر بودن در مجموعه عظیم برقرار خواهد شد و این بر پا کنندگان از اقوام مختلف خواهند بود .
پس باید با تامل و تعمق در باره ی آنها عمل نمایید . آنچه تا کنون گفتیم تبدیل به یک مکتوب عظیم خواهد شد که از همه ی فرهنگیها از آن استفاده خواهند نمود . ا



موضوعات مرتبط : دستور جلسات لژیون،
برچسب ها : کنگره 60، زمان مناسب، مکان مناسب، کلام مناسب،


تاریخ : دوشنبه 23 فروردین 1395 | 01:30 ب.ظ | نویسنده : مریم (استاد لژیون) | نظرات