تبلیغات
امـــیــــــد رهـــــــایـــــــی - دستور جلسه لژیون ( وادی دهم )
         به نام قدرت مطلق الله

دستور جلسه این هفته لژیون :  وادی دهم



صفت انسان دو ویژگی و خاصیت دارد، یعنی هم می تواند خوب باشد و هم می تواند بد باشد، هم می تواند تبدیل به یک فرد معصوم و بی گناه شود و هم می تواند یک جنایتکار باشد. و این امر به قدرت اختیاری که خداوند برای انسان قرار داده است بر می گردد، این اختیار را خداوند به انسان داده است که این ویژگی فقط مختص انسان می باشد. موجودات و جامدات صفتشان تغییر نمی کند، مثل سیاهی ذغال یا سفید بودن ماست .

ما باید سعی کنیم وادی ها را خوب درک نماییم تا بتوانیم در عمل آنها را پیاده کنیم. اگر وادی ها را خوب متوجه شویم برای همیشه در ذهن باقی می مانند که البته باید آنها را به دانایی موثر تبدیل کنیم .

صفت انسان دو ویژگی و خاصیت دارد، یعنی هم می تواند خوب باشد و هم می تواند بد باشد، هم می تواند تبدیل به یک فرد معصوم و بی گناه شود و هم می تواند یک جنایتکار باشد. و این امر به قدرت اختیاری که خداوند برای انسان قرار داده است بر می گردد، این اختیار را خداوند به انسان داده است که این ویژگی فقط مختص انسان می باشد. موجودات و جامدات صفتشان تغییر نمی کند، مثل سیاهی ذغال یا سفید بودن ماست .

اگر واقعا" این سی دی را خوب گوش کرده و آن را خوب درک نموده باشیم باید شکرگزار خداوند باشیم که می توانیم صفات خود را تغییر دهیم و مجبور نیستیم که تا ابد اگر در تاریکی هستیم همانجا بمانیم، که این لطف و بخشندگی خداوند را به ما نشان می دهد. با درس گرفتن از این سی دی فهمیدیم که می توانیم صفت های ضد ارزشی خود را تغییر دهیم و انسان در هر لحظه و در هر نقطه ای که قرار دارد می تواند صفتهای خود را تغییر دهد، البته اگر در بالاترین نقطه هم قرار داشته باشیم باید تلاش خود را ادامه دهیم زیرا با توجه به این قانون هر لحظه امکان سقوط وجود دارد .

 وقتی صفتی را تغییر دادیم  نباید رهایش کنیم، یعنی وقتی چیزی را بدست آورده ایم کار تمام نشده است بلکه نیمی از ماجرا نگهداری چیزهای است که به آنها رسیده ایم ، پس باید با تلاش و حرکت خود در نگهداری آن کوشا باشیم. مثل اینکه وقتی به رهایی رسیدیم، دیگر نباید بگوییم که همه چیز تمام شد، بلکه باید با بالا بردن آگاهی در جهان بینی، در سفر دوم این رهایی را نگهداریم. باید همیشه شکرگزار باشیم که چنین چیزی را بدست آورده و با عملکرد درست حافظ آن باشیم.

انسان به هر خواسته ای که رسید، حتی اگر در بالا ترین نقطه هم قرار داشت نباید آن را از دست دهد. چون هر لحظه امکان بازگشت وجود دارد پس باید هشیار باشیم

انسانهایی هستند که با وجود توبه، همان کار زشت خود را ادامه می دهند و می گویند خداوند بخشنده است، ولی باید بگویم اصلاٌ این طور نیست که هر گناهی را انجام بدهند و خداوند آنها را ببخشد، بخشندگی خداوند این است که به ما حیات و زندگی داده است و همین طور قدرت اختیار که با آن بتوانیم بد را از خوب تشخیص دهیم و اگر هم می خواهیم از کار ضدارزشی برگشت نماییم باید ان را در عمل ثابت کنیم نه اینکه فقط در حد حرف باشد، سر نوشت زندگی ما به دست خودمان داده شده است

خداوند به ما می فهماند که پایان هر چیزی می تواند آغاز شروع دیگری باشد و راه نجات همیشه هست در هر جایگاهی که باشیم می توانیم راه درست را انتخاب کنیم و در جهت آن حرکت نماییم. چون صفت گذشته در انسان تغییر می کند زیرا جاری است

استاد در پایان فرمودند: هستی جاری است و انسان نیز جزی از هستی می باشد، ما همیشه با هستی هستیم، برای بودن، برای زندگی و حیات و این معجزه ایی است که خداوند قرار داده تا انسان به تکامل برسد

باید در لحظه باشیم و قدر ان را بدانیم سه بعد زمان، فضا و مکان را درک کنیم زیرا اگر آن را از دست بدهیم دیگر بازنمی گردد. کلیه چیز هایی که با هم ضد هستند جز زندگی می باشند، ما تا نفرت را یاد نگرفته باشیم، معنی عشق را درک نمی کنیم، یا اگر معنی غم را درک نکرده باشیم، به مفهوم شادی پی نخواهیم برد. در پایان نتیجه گرفته شد که با کسب آموزش و بالا بردن دانایی و آگاهی صفتهای ضد ارزشی خود را تبدیل به صفتهای ارزشی کنیم زیرا با کمی تلاش می شود تغییر جایگاه داد و به سمت ارزش ها حرکت نماییم.

نور هم می نواند مفید باشد و هم مضر، نور انسانها در ابتدا نار است که مانند دود می باشد، در واقع نار از آتشی که نا خالصی دارد بر می خیزد، و در ادامه باید با تزکیه و پالایش این نار را به نور تبدیل نماییم

نور بد وجود ندارد، شاید رعد و برق به ظاهر بد باشد و حتی باعث مرگ انسان شود ولی همین رعد و برق برای هستی و زمین لازم می باشد. مثل: گل خشخاش که اگر در پزشکی مورد استفاده قرار گیرد مفید می باشد ولی اگر همین گل خشخاش را از روی ناآگاهی استفاده کنند مضر خواهد بود.

استاد در مورد صوت فرمودند: صوت مانند مخابرات عمل می کند و اطلاعات را انتقال می دهد. بعضی صوت ها به ظاهر بد هستند، مثل : بوق زدن ممتد ماشین که مزاحمت ایجاد می کند ولی همین بوق ماشین اگر به موقع و به جا استفاده شود، خیلی هم مفید است، مقداری از اصوات قابل رویت و مقداری از آن قابل رویت نمی باشد.

حس نیز در تمام هستی وجود دارد. الآن در این مکان انواع حس وجود دارد که دیده نمی شود، مانند : خدا که همه جا هست ولی قابل رویت نیست، از طریق حس می توانیم نور و صوت را دریافت نماییم ولی نمی دانیم جنس حس از چیست !

ولی تعاریفی از آن وجود دارد که می توانیم تا حدی حس را درک نماییم؛ اولین نیرویی که قوه ی عقل را به کار می اندازد حس می باشد. عقل هیچ وقت اشتباه نمی کند، مگر اینکه اطلاعات غلط را دریافت کرده باشد و این حس است که اطلاعات را به عقل می دهد و بر اساس اطلاعات غلط و اشتباه، عقل حکمی که صادر می کند غلط و اشتباه از آب در می آید

پس ما باید حس خود را تغییر دهیم که این کار را با تزکیه و پالایش انجام می گیرد. اگر حس بد باشد، تصمیم اشتباه گرفته می شود، اگر الآن ما همسفران مانند گذشته حکم بد صادر کنیم، نشان می دهد که حس ما تغییر نکرده است و عوض نشده ایم.

اگر حس واقعا" خوب کار کند، انسان آرام می شود و شادی و شعف غیر قابل توصیف به انسان دست می دهد، پس باید سعی کنیم حس بد به هیچ کس و هیچ چیز نداشته باشیم؛ هر چند که این کار سخت و مشکل می باشد، ولی امکان پذیر است. اگر حس خوب باشد و خوب کار کند ، حتی دشمن را نیز دوست می داریم و با افرادی که در کنار ما هستند و اخلاق و رفتار پسندیده ندارند، با حس خوب با آنها رفتار می کنیم و از جهل و نا آگاهی اطرافیان خود ناراحت و دلگیر نمی شویم.

ما می توانیم با تزکیه و پالایش که در خود انجام می دهیم، 5 حس درون و 5 حس بیرون و حس ششم را به هم ارتباط دهیم و بتوانیم حتی صداهای الهی را بشنویم. گاهی اوقات خیلی چیزها به ما الهام می شود ولی چون غرق کینه و نفرت و حسادت هستیم، متوجه نمی شویم و صداهای الهی را نمی توانیم بشنویم. گاهی اوقات حس ششم با ما صحبت می کند و از امری یا حادثه ای به ما خبر می دهد و به ما الهام می شود که چه کار کنیم و چه کاری نکنیم و این ما هستیم که باید با تزکیه و تغییر حس زمینه را برای درک کردن این الهامات آماده نماییم.

دریافت عشق، کینه، نفرت، دوستی، محبت و ... به درون شخص مربوط می شود. اگر کسی موج بد دریافت می کند و به حاشیه می رود، چون درون خودش همینطور است، چون خودش می خواهد، آن کار را انجام می دهد.

5 حس؛ بینایی، شنوایی، چشایی، بویایی و لامسه را همه به وسیله ی حس دریافت می کنیم. اگر حس چشایی کار نکند، ما مزه و طعم غذاها را نمی توانیم حس نماییم، حتی ممکن است باعث مرگ شخصی شود، پس حس در زندگی و کل هستی نقش خیلی مهمی دارد .

حالا این مطالب چه ربطی به صفت گذشته در انسان صادق نیست دارد؟! زیرا باید یاد بگیریم که صفت های منفی خود را تغییر بدهیم، هر کس یک موج گیرنده و یک موج فرستنده دارد که به آنها حس می گویند. اگر فرکانس را روی موج کینه و نفرت تنظیم کرده باشیم، همان کینه و نفرت را می گیریم و در ادامه همان را نیز منتقل می نماییم. حال باید برای تغییر صفت، موج گیرنده را تغییر داد، باید طوری آن را تنظیم کنیم که خوبی، راستی، درستی و صداقت را دریافت نماییم و برای آن بایستی حس را تغییر داد و برای تغییر حس، حتما" باید تزکیه و پالایش انجام گیرد.

 اولین قدم برای تزکیه و پالایش، تفکر سالم می باشد، وقتی تفکر سالم داشته باشیم، ایمان سالم به وجود می آید و به همه چیز ایمان می آوریم و بعد از ایمان آوردن، باید عمل نماییم

اگر به کنگره ایمان آورده ایم، باید به حرف راهنمای خود گوش کنیم و عمل کنیم و بعد از عمل سالم، حس سالم پدیدار می شود و بعد از حس سالم، عقل سالم و عشق سالم به وجود می آید که همیشه این چرخه در حرکت است و 2 عامل آموزش و تجربه نیز در این مورد کمک می کند. بایستی روی خودمان کار کنیم تا با آموزشی که می بینیم و با تجربه ای که به دست می آوریم بتوانیم حس را تغییر دهیم .

صفت گذشته در انسان صادق نیست چون جاری است. ما باید همیشه شکرگزار خداوند باشیم که می توانیم صفات بد خود را تغییر دهیم. شاید گاهی ناخواسته کاری انجام می دهیم که می خواهیم درستش کنیم و در آن زمان به این نعمت بزرگ بیشتر پی خواهیم برد زیرا اگر نمی توانستیم عمل بد خود را جبران کنیم و تغییر دهیم واقعاٌ تاسف بار بود .

وادی دهم امید می دهد که اگر در جایگاهی هستی که نمی خواهی در آن باشی، می توانی آن را تغییر دهی و هم هشدار می دهد که حواسمان باشد زمانی که به یک جایگاه خوب رسیدیم اگر از صراط مستقیم خارج شویم باز هم به تاریکی ها بازگشت می نماییم .

هر لحظه انسان باید آموزش بگیرد، درست است که برخی آموزش ها را گرفته ایم ولی آیا همه چیز را بلد هستیم ؟ پس همیشه در نبرد بین شر و خیر می باشیم، ولی وقتی که توانستیم به خیر برسیم باید بتوانیم آن را نگه داریم و بلد باشیم که از آن مواظبت کنیم .

نباید فراموش کنیم که در چه جایگاهیی بودیم و الان کجا هستیم.

برای اینکه صفت انسان تغییر کند باید حس را تغییر دهیم ، حس همان موج گیرنده و فرستنده ما است که اگر حس منه همسفر آلوده باشد باید سعی کنم آن را تغییر دهم . چون اگر در درون من کینه، حسادت،نفرت و ... باشد همین چیز ها را انتقال می دهم و بر عکس اگر درونم محبت و عشق باشد آن را منتقل می کنم. وقتی می خواهیم حس خود را تغییر دهیم باید تزکیه و پالایش را آغاز نماییم که ابتدا از تفکر سالم شروع می شود که تفکر انسان بستگی به شناخت و معرفت او دارد و نیاز است که انسان با آموزش و تجربه و تفکر به دانایی لازم برسیم، بعد از تفکر سالم ایمان سالم وجود دارد که اعتقاد به چیزی یا کسی است، اگر در کنگره به راهنمای خود ایمان داشته باشید می توانید به نتیجه درست برسید و عمل سالم را انجام دهید. وقتی انسان کار درستی انجام می دهد حس خوبی پیدا می کند، پس عمل سالم حس سالم را به وجود می آورد و بعد حس اولین شروع بکارگیری قوه عقل است در نتیجه وقتی حس سالم باشد عقل سالم ایجاد می شود و عقل سالم راهی است برای رسیدن به عشق سالم و این چرخه همچنان ادامه می یابد .

عشق سالم فقط آن عشقی نیست که با شور همراه است بلکه اگر در ابتدا هم شور باشد باید به شعور تبدیل شود تا پایدار باشد، البته عشق سالم یک دفعه ایجاد نمی گردد بلکه طی مدت زمان طولانی این نوع عشق به وجود می آید .

از شکست های خود درس بگیرید زیرا انسان هر عملی که انجام می دهد صرفاٌ نمی توان گفت که درست است، پس باید از تجربه کردن نترسید و آنقدر تجربه و آموزش کسب نمود تا به جایی برسد که تاریخ برایش تکرار نشود.

در اطراف ما امکان دارد خیلی افراد باشند که ما را ناراحت می کنند ولی اگر ما به آنها به چشم آموزگار بد نگاه کنیم می توانیم به علم خود بیافزاییم و از آنها آموزش بگیریم ، شاید برایمان سخت باشد با افرادی که ما را ناراحت می کنند نشست و برخواست کنیم ولی نباید رابطه خود را قطع نماییم زیرا در کنار آنها بودن آموزش بسیاری دارد البته در صورتی که بتوانیم از عمل زشت آنها درس بگیریم و خودمان آن را انجام ندهیم .

 




موضوعات مرتبط : دستور جلسات لژیون،
برچسب ها : کنگره 60، وادی دهم، صفت گذشته،


تاریخ : دوشنبه 30 فروردین 1395 | 12:28 ب.ظ | نویسنده : مریم (استاد لژیون) | نظرات