تبلیغات
امـــیــــــد رهـــــــایـــــــی - دستور جلسات لژیون(سی دی جهان ذهن )
به نام قدرت مطلق الله

دستور جلسه این هفته لژیون :  سی دی جهان ذهن (آقای امین دژاکام)

شاکر خداوند هستیم که درکنار هم هستیم وجلسات وجود دارد وراجع به وادی پنجم که دستور جلسه است صحبت می کنیم .اولین وادی است که در کنگره باید شخص وارد کار یا فعل شود ودرواقع شروع میکند به انجام عمل .  وادی ها قبل از این آمادگی را به وجود می آورداز نظر فکری ونوع نگرش یعنی آماده می کند شخص را که بتواند دست به کارهای اجرایی بزند ولی از راه درست یعنی با نگاه درست ، حرکت بکند به شکل درست .

                                                     

درجهان ما تفکر تنها قدرت مطلق حل نیست توام با رفتن وسیدن آن را کامل می نماید . اشاره میکند به حرکت کردن وتلاش کردن وقطعا یک سری اصولی را مطرح می کند در وادی اول یاد گرفتیم که چگونه تفکر کنیم  دروادی دوم فهمید یم که بیهوده نیامده ایم وفهمید یم که هیچ کس به اندازه خودمان به فکر مانیست نباید توقع داشته باشیم دیگران جای ما فکر کنند جای ما کا ر انجام بدهند ، جای ما حس کنند وجای ما دل بسوزانند . یاد گرفتیم که خداوند که قدرت مطلق است درآفرینش وهستی یک شکل زیبایی درانسان وارد می شود واین حقه های نفس است که انسانها مسئولیتها را به عهده ی خداوند بگذارد که این مسئله را منتفی می کند . ما  در جهان های خیلی مختلفی زندگی می کنیم  که حداقل سه تا جهان را می شود کاملا به صورت خیلی مشهودی پیدا کرد که یک جهان  ، جهانی است که ما با انسان ها طرف هستیم . خانواده ، اطرافیان و محیط و مدرسه و دانشگاه ، کار ، همسر ، بچه ها ، دوستان وهمین جهان فیزیکی وهمین که می بینیم و رویت می کنیم ....


جهان بعدی که وجود دارد ممکنه خیلی با آن ارتباط خوبی داشته باشند جهان خواب است که موقعی که ما می خوابیم یک سری داستانها وتصاویر را در جهان رویت می کنیم وجهان دیگری که آقای مهندس مطرح می کند وخیلی تاکید می کند جهان ذهنی است که هرکدام از ما   در جهان ذهنی خودمان خیلی اوقات را سپری می کنیم و وقتی که می خواهد از قدرت جهان ذهنی صحبت کند . می گوید نشانه  ی او این است که اگر می خواهید  بدانید که این جهان چه قدر قدرتمند است هر چیزی که غیر ممکن به نظر می رسد را کافی است  . فقط بخواهید تا بتوانید در زمان بسیار کوتاهی در ذهنتان به وجود بیاورید . مثلا شیری که بدنش اسب است !یا زرافه است وسرش  شیر است ویک چیز عجیب وغریب یا فقط کافی است بخواهیم وسریعا  به تصویر بکشیم پس چیز غیر ممکن در جهان ذهنی وجود ندارد .ما هر چیزی را که می خواهیم به تصویر بکشیم وبه آن  صدا اضافه کنیم وویژگی هایی  که دوست داریم را به آن اضافه کنیم وادامه می دهد وراجع به آن صحبت می شود من خود هم امروز راجع به مقوله ی جهان ذهنی صحبت می کنم چون این موضوع خیلی مهم است .

زمانیکه انسان آفریده شد به هرحال هستی وجود داشت . در واقع جهان بیرونی وجود داشت برای اینکه این موجود بتواند کاملا با این جهان در ارتباط باشد وبتواند ویژگی اختیاری که برای انسان گذاشته عملا اجرا کند . نیازمند جهانی بود که بتواند به صورت مستقل بتواند تمام آن چیزی های بیرونی را برای خود بسازد و به وجود بیاورد .بنابراین جهان ذهنی برای انسان خلق شد و به وجود آمد . یعنی یک ابراز ی  نیاز داشت . این موجود برای اینکه بتواند آن جایگاه انسانی که برایش بعنوان یک  موجودی  که دارای اختیار است را به دست بیاورد . به ابزار قدرتمندی احتیاج داشت وآن ابزار جهان ذهنی است . چون ما  در خواب خیلی مکانها را می رویم ورویت می کنیم که آن هم جهان  بیرونی است . اما با حس های دیگر با حس های بیرون از کالبد خودمان تصاویری را ببینیم که با کالبد فیزیکی یا جسم خودمان قادر به رویت آنها نیستیم ولی در هستی وجود دارد اما در جهان ذهنی ما همه ی اینها را به وجود می اوریم یا خلق می کنیم . یک ابزار پر قدرت که هر چیزغیر ممکن را بتواند بسازد برای چی آفریده شده است ؟    وبرای چی این ابزار در اختیار انسان قرار گرفت ؟ 

برای اینکه بتواند به اختیار وانتخاب وجایگاه خودش برسد . شما می دانید هر چیزی در هستی همان قدری که قدرت سازند گی دارد به همان میزان هم قدرت تخریب دارد واین ویژگی  خیلی قدرتمند به انسان داده شده که اگر بتواتند از آن استفاده کند وبتواند با آن تفکر کند . می تواند با آن تعقل کند  و می توان  با آن تصمیم گیری درست انجام بدهد و اگر چر خش پیدا کند این ابزار می تواند تمام بلایا را برای انسا ن به وجود آورد .

جهان ذهنی چیست ؟ یک مثال از آقای مهندس که درمورد ذهن می آورند این است که ذهن مانند سیاه چا له است . سیاه چاله  ها در هستی چیستند ؟ سیاه چاله ها در هستی اجرام بسیا ر فشرده شده و بی نهایت سنگین هستند که درواقع قابلیت این را دارند که هرچیزی را در خودشان جذب کنند . حتی نور قادر نیست که از آنها فرا ر کند به همین خاطر سیاه چاله ها چون نور را به خود جذب می کنند ما قادر نیستیم که در طبیعت آنها را رویت کنیم .چون ما هرچیزی را که در جهان فیزیکی رویت می کنیم به واسطه ی نوری است که از آنها به ما می رسد پس در نتیجه جسمی که نور هم نمی تواند از آن فرار کند طبیعتا نوری هم از خودش ساطع نمی کند . که قابل  رویت با شد پس بنابراین  سیاه چاله  کاملا نا مریی است . در نجوم وستاره شناسی حالا چه طوری این سیاه چاله را پیدا می کنند . وقتی نوری از آن نمی رسد از تاثیری که در محیط اطرافش می گذارد می بینید یک اتفا قی در حال انجام است وتا ثیری روی محیط اطرافش میگذارد.

این کشف پروفسور اینشتن  است که اجرام در هستی موجب انحناء در فضا  می شوند وقتی سیاه چاله در فضا وجود دارد اجرام را در خودش جذب می کند یا احنا یی که در نور به وجود می آورد می توان وجودش را تشخیص داد . در انسان هم همینطو راست یعنی یک خا صیتی  که در ذهن انسان است مثل سیاه جاله وهمه چیزی را به سمت خودش جذب می کند وچیزی نیست که بتوان از ذهن انسان فرار کند و وهر چیزی را می تواند از هستی بیاورد ودر خودش جمع کند . پس قدرت زیادی باید داشته باشد . حالا برای اینکه شناخت  بیشتری پیدا کنیم در مورد ذهن که یک ابزار است هرچیزی  را به تصویر می کشد ونشان می دهد . ویژگی هر موجودی چیست ؟ نفس آن  موجود . یعنی هر موجودی به نفسش شناخته می شود ونشا نه ی نفس جیست؟  همان خواست  اگر مثال شهر وجودی را در نظر داشته باشیم البته در جلسه تیر و کمان صحبت کردم که نفس مثل ساکنین شهر وجودی هستند وقلعه عقل که فرما نده بود وداستا نها یی که در جهان بینی خواند یم اگر بخواهیم به نفس ساختاری اختصا ص بدهیم ، برای اینکه بتوانیم که تصویر ی از ذهن داشته باشیم و یک مقدار ی آن را بشناسیم ، اگر بخواهیم یک سا ختا ری نسبت بدهیم چه مدلی را می تواند ذهن برای ما کاملا توصیف کند . جایی که همه خواسته ها وافکار یا همه چیز به تصویر کشیده می شود . می دانید که  وقتی ما به هر چیزی فکر می کنیم ویا به تصویر دقت می کنیم بایستی  مقداری انرژی مصرف کنیم . اینطوری نیست که هر چیزی در ذهن خودمان به وجود بیاوریم به صورت مفت ومجانی بعضی ها فکر میکنند خیا لپردا زی کردن هزینه ای ندارد که ما هر چقدر می خواهیم را جع به به یک موضوعی فکر کنیم می توانیم ولی هزینه زیا دی ندارد  ولی هزینه زیادی دارد وقتی انسانی ذهنش مشغول است  8 برابر کسی که دارد بیل می زند دارد کار انجام می دهد . در هر کشوری بخشی وجود دارد که در واقع خواسته های تمام مردم آنجا را بررسی و بیان می کند که آن ساختار مجلس است . در هر کشوری مجلس آن کشور شا مل یک سری نماینده ها هستند که این نمایندگان ازبین  همان افراد انتخاب می شوند . وظیفه ی آنها چیست ؟ 

1- گذاشتن قوانین که ان قوا نین که می گذارند چها چوب وساختار ذهنی است .  

  2- بیان کردن خواسته های آن مردم

  در واقع مجلس یا نمایندهای مجلس خواسته های  مردم را منعکس می کنند ویا به تصویر می کشند . البته صدا وسیما هم این کار را با تصویر انجام می دهد وخواسته ها را به تصویر می کشد .در واقع مجلس بیا نگر ساختار ذهنی است . در مجلس برای هر خواسته ای راجع به آن صحبت وبحث می کنند . مثلا خواسته ی مردم لرستان این است که فلا ن شهر وفلا ن شهر را جاده ای احداث کنیم واتوبان درست کنیم وراجع به آن در صحن مجلس صحبت وبحث می کند که چه قدر بود جه اختصاص بدهند ومقداری بودجه بگیرد که بتواند خرج آن کار بکند در مجلس بودجه  تقسیم می شود . در ذهن انسان هم بو دجه ها تقسیم می شود . و مشخص می شود که این بودجه کدام قسمت و کجا خرج  می شود .پس اگر خوب نگاه کنیم ساختاری که بودجه یک کشور دارد ویا بودجه ی ما  را دارد تقسیم بندی میکند  این در سرنوشت ما جه قدر می تواند نقش داشته باشد .

مثلا اگر بودجه ی ما در مجلس صرف  ساختن جاده شود یک آینده ای به وجود می آورد و اگر بودجه  ی ما همگی صرف سلاح و جنگید ن شود  آیندهای دیگر .90 درصد بودجه کشور های عقب مانده  صرف ساختن تسهیلات ومهمات  می شود ولی  مردم از گشنگی می میرند یا کشوری تمام بودجه ی خود را صرف واردات می کند وما چهل میلیا رد دلار داریم وهمه ی آن را چیزهای بیهو ده از کشورهای دیگر میگیریم . وکشوری هم هست که تمام بودجه را صرف ساختن تاسیسات زیر بنایی  ویا تحقیقات می کند در واقع می خواهم بگویم ذهن هر انسانی مانند یک مجلس تعیین کننده این است که انرژی  ما چه جوری و کجا خرج شود . اگر نمایندگان مجلسی که وارد ذهن می شوند از بین آدمهای نا اهل آن سرزمین باشند یعنی با ند بازی وپارتی با زی باشد  اتفاقی که می افتد این است که آنها مقا د یر زیادی بودجه را جذب می کنند وصرف چیزهایی می کنند که ظاهرا مردم خیلی به آنها احتیاج دارند ولی عملا  آن بودجه وانرژی به هیچ دردی نمی خورد . بودجه را صرف کارهایی می کنند که مردم به آنها نیاز ندارند  صرف کار هایی می کنند که ادامه دار نیست انسان هم دقیقا همینطور است اگر انرزی که درذهنش اختصاص داده می شود به کارها  و اموراتی که می خواهد انجام بدهد از بین مردم سرزمین خودمان  بودند که مردم نااهل بودند  در مجلس  ذهنمان خواسته های نا معقول است . اگر وارد ذهن انسان بشود همیشه آن ذهن مشغول موضوعاتی می شود که در سرنوشتش  هیچ تاثیری ندارد هرچند فکر می کند که آنها مهم است ولی اینطوری نیست . مثلا جنگ  با یک کشور دیگر می شود که خودمان  را قوی می کنیم وکل انرژی را اختصا ص می دهیم . برای اینکه بتوانیم آدم را مغلوب کنیم رابطه ها را برقرار می کنیم و زیر ابش  را می زنیم . خودمان را قوی کنیم که آن ادم را مغلوب کنیم . پس داشتن این موضوع که خواسته های نا معقول اگر وارد ذهن بشوند نمایندگان خواسته های نا معقول  انرژی وبودجه ی مارا به سمتی می برد که دوست دارد ما هم احسا س کنیم ولذت ببریم . هرچیزی که انرژی در آن صرف میشود لذت هم دارد و انگیز ه ی حرکت به انسان را می دهد ولی این انگیزه در چه جهتی است ؟ در جهتی که ما به دردمان نمیخورد وباعث ساخت وساز  نمیشود . موقعی که تمام نمایندگان از بین افراد نا اهل و نادان هستند ما مشکلی نداریم . یعنی هیچ درگیری به وجود نمی آید چون یکدست ویک جور هستند . وبودجه را در جهت خرابی استفاده می کنند. شما درذهن مشکلات ودرگیری وآشوب و تنشی نمی بینید  . زما نیکه همه ی مجلس آدمهای خوب ودرستی انتخاب شد ند یعنی نمایندگان واقعی آن سرزمین هستند باز هم مشکلی به وجود نمی آید .

حالت اول می شود آرامش ناشی از جهالت یعنی انسان در جهل است ولی در آرامش  دوم انسان راه درست را میرود که نمایندگان درست انتخاب شده اند ولی زمانیکه نمایندگان یکد ست نیستند  یک سری درست ویک سری نادرست جنگ شدیدی به وجود می آ ید که اصطلا حا وضعیت نفس لوامه  است . حالت اول نفس اماره بود وهمه خواسته های نامعقول داشتند حالت بعدی نفس مطمئنه بود که آرامش بود وحالت سوم نفس لوامه است که وقتی این حالت به وجود می آید شخص در فشار وعذاب خیلی زیادی قرار گرفته واین مشخص است که نفسی که حالت اول است در ادامه به رنج میرسد ممکنه الان در حالت خوب باشد  مثل زمان مصرف ولی قطعا در چهار سال آینده به مشکل میرسد حالا در مرحله سوم هستیم ومیخواهیم از این حالت خارج شویم . اولا که این نمایندهگان مجلس چیزی خارج از وجود خود انسان نیستند پس هر موضوعی که می آید مطرح می شود به نو عی در درون سرزمین شهر وجودی ما است . اگر کسی در گیری ذهنی دارد در طول روز با ذهن خود درگیر میشود . اگر جهان ذهنی خودش را نشنا سد نمی تواند عملا از وادی پنجم حرکت کند . یعنی اینکه بتوانیم وادی پنجم را شروع کنیم به اجرا کرد ن  با ید به جهان ذهنی آرامش را برگردانیم . در وادی نکاتی گفته شده که برای برگشتن آرامش به ذهن حیاتی است که اولی آن دوری از ضد ارزشها  ، دومی خودداری ، سومی صبر ، چهارم قناعت  و غیبت و قضاوت   و پس انداز که ا ضا فه شده است ودر واقع اینها مراحلی است که وقتی ما اینها را انجام بدهیم جهان ذهنی  ما به آرا مش برمیگردد . حالا می خواهم در مورد دو قسمت اول یعنی وقتی آدم به موضوعی فکر می کند حتما جاذبه ای برایش دارد که فکر می کند یعنی آدم وقتی چیزی به ذهنش می اید همینطوری نیست هرچیزی که انسان بخواهد به خود جذب کند باید یک میدا ن  جاذبه را داشته باشد واین میدان در جهت منفی باشد می تواند در جهت مثبت باشد . وقتیکه ما موضوعات بدی دائما به ذهنمان می آید یعنی چه ؟ ما یک خواسته ی نا معقول داریم میدان جاذبه  خیلی قوی که افکار و اندیشه از آن جنس را به خودش جذب می کند حالا می خواهیم از این میدان جاذبه خارج شویم . باید چه کاری بکنیم . یک جاذبه داریم ، یک مغناطیس . که خودش جذب می کند اولین کا ر این است که افکار را از ذهن خودش خارج کند . مثلا هنگام را نند گی  کردن یاد کار فلا نی می افتد !!! واین کشتی گرفتن ادامه دارد .

درما چیزی ایجاد می کند که جاذبه دارد ! که در  سی دی  انتقال صفات  راجع به آن  صحبت می شود  ما صفا تی را در انسانها ی دیگر میبینیم که بد ما ن می آید که آن صفت رادر خودمان داریم . اگر این وجود نداشته باشد فکر منفی وارد نمی شود و میدان جاذبی وجود ندارد واین فکر را جذب بکند ومی رود سراغ کسی که آن جاذبه را و آن صفت را داشته باشد . در ابتدای کار وادی میگوید : دوری از ضد ارزشها جیست؟   و ضد ارزشها چه چیزهایی هستند؟ 

افعالی هستند که میدانهای جاذبه ی منفی را در ما تقویت می کند . یعنی هر فعلی وکاری که میدان های مغناطیسی وجاذبه ی منفی که داشتم آن را بزرگتر می کند .مثلا 10 کیلو بود می شود 15 کیلو و بعد از آن کار وقتی 15 کیلو شد فعل ضد ارزش راانجام دادم . نیروی جاذبه بیشتر شده وآن فکر یا نیرو ی بیشتر ی وارد ذهن من نمی شود ولی آن کار را که انجام دادم نیرو بیشتر جذبش می شود واگر ضد ارزش را هر چه بیشتر انجام بدهم . میزان هم بزرگتر و بزرگتر می شود . طوری که این فعل به تو می چسبد شبانه روز با آدم است وهمراهمان است . ووقتی به ما می چسبد مادیگر آن را نمی بینیم و وقتی فکر منفی با میدان جاذبه قوی شد وآمد به وجود انسان چسبید دیگر قابل رویت نیست وانسان همیشه احساس سنگینی می کند و هیچ فکر منفی هم نمی بیند . یعنی فکر منفی به ذهنش نمی آید . اما سنگینی آن است .چون چسبیده به وجودش و وقتی ا نسا ن شروع میکند به پالایش کردن ، شروع می شود به کندن از وجودش که اصطلا حا می گویند : دونفر را نمی شود ترسا ند کسی که به ترس غالب شده باشد و کسی که خیلی ترسیده باشد . زمانی است که منفی کاملا چسبیده واحاطه کرده . دوری از ضد ارزشها یعنی افعالی که میدانهای منفی را تقویت می کند اگر نباشد می توانیم ذهن را به آرامش دعوت کنیم . می توانیم قطبهای منفی را انرژی بدهیم وبزرگ کنیم و توقع داشته باشیم افکار منفی به سمت ما نیاید به خاطر همین اولین فرمانی که صا در می شود دوری از ضد ارزشها است و دومی مکمل اولی است که خودداری کردن است .

اینها به تنهایی کافی نیست اگر بخواهید با افکار منفی مبارزه کنید کافی نیست وباید تکیه گاه دیگری داشته باشید همانطور که انسان به دو پا نیاز دارد برای راه رفتن  برای اینکه در جهان ذهنی خودش هم بخواهد آرامش داشته باشد باید هم زمان دو تکیه گاه داشته باشد . یعنی همزما نی که از آ نها دوری میکند بایستی  قطبهای مکمل را بسازد یعنی شروع کند به ساختن قطبهای نیرومند مثبت که بتواند تعادل را به وجود بیاورد و افکار مثبت را به خودش جذب کند .

اینجا است که ما بایستی تمرکز خودما  ن را بالا ببریم وبه خواسته های نامعقول از ضد ارزشها پرهیز کنیم . خویشتن داری کنیم البته  به ما فشا رمی آ ید اما بگویم که انسا ن وقتی شروع میکند دوری از ضد ارزشها ( مثلا غیبت کردن  و…………) وقتی فاصلع میگیره چون آن قطب در وجود انسان انرژی پتانسیل  خیلی زیادی را دارد . ( سا ختاره) می خواهد آدم را برگرداند به سمت خودش پس فشاری را انسان در درون خودش احساس می کند وقتی که از ضد ارزش فاصله می گیرد باید خودداری کند و در مفابل این نیروها مقاو مت کند و در ادامه تمرکز کند روی خواسته  های نا معقول و وقتی ذهن منفی می شود  چیز مثبتی وارد ذهن نمیشود ولی به جای این که انسان تمر کزش را صرف مبارزه با فکر منفی بکند باید فکر مثبت را در خودش تمرکز کند و منفی می خواهد شما را دوباره برگرداند وشما در اینجا نباید به آن توجه نکنید . چه عاملی باعث می شود به افکار منفی توجه کنیم ؟ علت این است که انسان آنها را دوست دارد و خوشش می اید ویا طمع انسان است که می خواهد خیلی چیزها را با هم داشته باشد کسی که طمع دارد در وجودش پر از قطبهای  مختلف است  ومی خواهد به همه چیز دست پیدا کند . می خواهد همه چیز را داشته باشد بنابرا ین  در ذهنش مجموعه ای از جزایر قطبها وجود دارد که هر آن به سمت یکی از آنها کشیده می شود پس انسان وقتی از یک سری از خواسته های خودش نمی تواند بگذرد وصرف نظر نکند همینطوری سرگردان میما ند.

ما باید شروع کنیم به تمرکز کردن که قطب مثبت به وجود بیا یند تا یواش یواش به نیروی مخرب غلبه کنیم وساختن هم ممکنه چندین ماه طول بکشد . در وادی پنجم بعد از این مرحله  ، محله قناعت وصبر می شود .

تعریف قناعت چیسـت ؟ بیشترین استفاده از کمترین امکا نات یا بهینه سازی . کسی که دارد در این مرحله ذهنی قدم میگذارد برای اینکه موفق بشود باید بتواند از کمترین چیزها بهترن استفاده را بکند وصبر در ادامه می آید . یک آیه وجود دارد در قرآن خداوند می فرما یند : شرایط  هیچ قومی را تغییر نمی دهد مگر آن قوم خواسته های نامعقول خود را کنار بگذارند . آیه کلید است . یعنی اگر ما نتوانیم از یک سری ا زخوااسته های خودمان چشم پوشی کنیم . در واقع داریم دائما به آها انرزی می دهیم ودرجهت آنها حرکت میکنیم و تقویتشان می کنیم . مفهوم از خود گذشتن یعنی 10 تا خواسته داریم و همه را با هم می خواهیم . وقتی همه را باهم بخواهیم یعنی نمی توانیم از هیچ کدام بگذریم  و هیچ وقت سرنوشت ما تغییر نخواهد کرد . حتی اگر تمام کتب فلسفه وعرفان را بخوانیم وتمامی وادیها را حفظ کنیم ولی نتوانیم از خواسته هامون بگذریم هیچ تغییری به وجود نخواهد آمد . چون به زبان نیست وتا آن تغییر اتفاق نیافتد یعنی فعل باید انجام شود و گذشتن از خواسته ها است که آن شرایط ذهنی را تغییر می دهد . یعنی انسان با ید بتواند از آن خواسته ها بگذرد . اگر داستان زندگی بزرگان را نگاه کنیم می فهمیم در خدمت یاد می گیریم که از یک سری خواسته ها بگذریم . مرزبان کشیک هستی تا 9 صبح میخوابی ولی میگذری و 6 صبح می روی ودر را با  ز میکنی  گذ شتن باعث جهش میشود . مسا فری پیش آقای مهندس آمدند و گفتند: هنوز خوابم درست نشده و 7،8 میلیارد را از دست دادم . آقای مهندس فرمودنند : چقدر به کنگره در این مدت کمک کردی گفـت: کمک کردم  . آقای مهندس گفتند باید هم برود چون نمی تواند از خواسته بگذرد وقدرت این که از 10 میلیون بگذرد را ندارد کنگره مال همه است وبرای شخص خاصی نبست . پس تغییر نخواهد کرد تا وقتی که ار آن نگذرد خوابش درست نمی شود حتی اگر 10 سال سفر ایکس بکند .

شرایطی را که سفر ایکس به وجود میا ورد کمک می کند وتوان را به وجود می آورد که بگذرد از بعضی خواسته ها بگذرد تغییری نمی کند . تیپر مواد در من تغییر ایجاد میکند  زمانی که از یک پنجم موا د بتوانم بگذرم . اگر نگاه کنیم جایی تغییر کردیم که از بعضی از چیزها چشم پوشی کردیم . آزمایشها ی بزرگ در انسانها به همین دلیل است . چشم پوشی وگذشتن از یک سری خواسته ها واین مهمترین کلید است . که برای جهان ذهنی می تواند باشد .

جهنم هم خارج از جهان ذهنی نیست . اگر ذهن شما در روز 20 ساعت به چیزهای مختلف فکر کند در جهنم هستی یا نه ! همه اش نا امیدی وترس و……..وهمه اش در حال سوختن و دوباره سرد شدن هستی و همینطوری در جهنم در حال سوختن هستیم . وانرژی دیگری ندارید . انسانی که اینطوری است یک دفعه ارتباطش قطع می شود و می رود سرکلاس یک دفعه  ارتباطش قطع می شود . وقتی جهان ذهنی از حالت عادی خارج می شود دیگر انسان جایی برای نفس کشیدن نداردو هرچه بزرگتر می شود تا جایی که شبها انسا ن نمی تواند بخوابد علتش چیست ؟ چهان ذهن از کنترل خارج شده است وقتی می خوابیم امواج ذهنی باید کمتر از 7 هرتس باشد ولی وقتی شدیدا فکر میکند زیز 10 هرتس برای خواب و وقتی شدیدا فکر میکند . 20 هرتس است وقتی عصبانی می شود 40 هرتس است . پس امواج ذهنی پایین نمی اید . نمی تواند انرژی بگیرد واز خواب استفاده کند پس از کنترل خارج می شود جهنم را برای انسان به وجود می آورد وبرای برگشتن به تعا دل از قدمهای وادی پنجم  استفاده کنیم تا به آرامش برگردیم که بتوانیم دوباره از زندگی لذت ببریم وقتی ذهن آرام می شود هر فکری هم که به ذهن انسا ن می آید به آن لذت می دهد وآرامش می دهد .

تا از خود نگذری به خود نرسی انسا ن تا از خواسته ها نگذرد نمی تواند به جهان ذهنی آرام دست پیدا کند وبه جهان ذهنی  آرامی دست پیدا نکند انسا ن  نمی تواند با محیط خودش وجهان هستی ارتباط برقرار کند و از آن لذت ببرد و وقتی نتواند از جهان هستی که خداوند آفریده یا به وجود آورده نتواند لذت ببرد از تمام نعمتهای هستی محروم می شود وحضور دارد ولی وجود ندارد  جسمش فقط حضور دارد ولی نمی تواند چیزی را استفاده کند . و وقتی  ادامه پیدا کند کار به جایی می رسد که انسا ن دست به خود کشی می زند و کسی که دست به خود کشی می زند برای چیست ؟ کسی که می تواند از هستی لذت ببرد امکان ندارد دست به خودکشی بزند نمی تواند لذت ببرد  چون محروم شده است و احساس می کند وجودش در آن جهان اضافه است چون تمام هستی برای او غیر قابل استفاده شده وفک میکند اگر اینجا نباشد شرایطش بهتر می شود !!!! که البته این طور نیست .




موضوعات مرتبط : دستور جلسات لژیون،


تاریخ : یکشنبه 14 تیر 1394 | 08:09 ب.ظ | نویسنده : مریم (استاد لژیون) | نظرات