تبلیغات
امـــیــــــد رهـــــــایـــــــی - دستور جلسه لژیون ( وادی نهم )
     به نام قدرت مطلق الله

دستور جلسه این هفته لژیون :  وادی نهم





وقتی نیرویی که از کم شروع شد و به درجه بالا و بالاتر برسد نقطه تحمل پیدا میشود ما باید در تمام سطوح نقطه تحمل خود را بالا ببریم در مورد هر موضوعی و در مقابل هر کنشی باید آن تحمل لازم را پیدا کنیم .

پیام برای کسانی که به دنیای تازه قدم نهاده اند ، این پیام برای کسانی است که یک چیزهای جدیدی را دریافت کرده باشند ، منظور از دنیای تازه این نیست که به جهان تازه ای قدم گذاشته باشیم بلکه منظور اینست که یک دیدگاه تازه ، تفکر تازه و یک اندیشه تازه پیدا شده و به خویش خویشتن توجه میکنیم .



اگر در نظر بگیریم که خویش معنی خودمان را میدهد ، خویشتن را میشود گفت مثل روح و نفس که با هم همجوار هستند و همزیستی مسالمت آمیز دارند و میتوانیم به آن توجه کنیم .

حال بر شما واجب و ضروری است که از سخن به عمل حرکت کنید و به زمین و سما توجه کنید ، به زمین نگاه کنید و خلقت و قدرت را در زمین ببینید و به آسمان نگاه کنید و ببینید که چه حساب و کتابی در آن نهفته شده ، پس با اندیشه ژرف خود به رحمت ماورا ایمان راسخ داشته باشید و بدانید پاداش شما دست همیاری شما را خواهد داد ، آنگاه بذر نیکو بکار یا تخم و دانه با ارزش ، که هم قوت و خوراک ترا و هم سایبان ترا برافراشته خواهد کرد ، پس آن کنید که فرمان است .

وقتی که انسان خلق شد و از آسمان به زمین رانده شد موجودی بود که از نظر شعور از هر حیوانی بالاتر قرار داشت ، ولی مجموعه رذائل و فضائل بصورت قوه در او نهاده شده بود .

همه انسان ها میگویند که انسان موجود پاک سرشتی است و از مادر ، پاک زاده میشود ، ولی اینطور نیست ، ممکن است بگوییم که صفر است چون به قوه است و هنوز به فعل در نیامده ، چون بصورت قوه در هر انسانی هم گریه و هم خنده موجود میباشد و یا هم اندوه است و هم شادی ، پس هر دو در انسان است و پاک نمیباشدد یعنی هم استعداد بدی را دارد و هم خوبی ،و به انسان اختیار کامل داده شد تا خود را بیازماید ، در نتیجه بر سر یک دوراهی قرار گرفت ، یک راه خیر و یک راه شر .

برای انجام این مهم ، قدرت مطلق دو راهنما ، یا دو پیامبر برای این موجود یا انسان قرار داد ، یک راهنمای درون که میتوان آنرا وجدان و یا عقل نامید و یک راهنمای بیرون که پیامبران قدرت مطلق هستند ، و پیامبران بیرونی را یکی یکی گسیل نمود و برای انسان ترسیم نمود که هر کدام از این راه ها چه ویژگی هایی دارند و پایان آنها به کجا ختم میگردند و راه رهایی ، رستگاری و آزادی کدام راه است بنابراین فرامین و دستورات قدرت مطلق است که توسط پیامبران اعلام شده .

حال پیامبران چه میگویند: اولین چیزی که پیامبران گفته اند اینست که میگویند دروغ نگو ، چون دروغ مادر تمام فساد ها میباشد ، دزدی نکن ، رشوه نخور ، غیبت نکن ، ظلم نکن گمان بد مبر ، در کار دیگران تجسس نکن ، ارث دیگران را نخور ، درماندگان را یاری برسان و از این دست گفته های دیگر ، خوب تا بحال ما به کدامیک از این ها عمل کرده ایم البته ممکن است شخصی خیلی دین دار هم باشد ولی مثلا رشوه خوار هم باشد که این دیگر تقصیر دین و پیامبران نمیباشد .

اگر آدم ، آدم متفکری باشد میداند که مال بهر آسایش عمر است و نه عمر بهر گرد آوردن مال و دور خمر را قلم بکش ، یعنی آنچه روی شخصیت ، اندیشه و تفکر تو پرده یا حجاب یا پوشش میکشد یا در جسم تو تخریب ایجاد میکند مثل مشروبات الکلی ، مواد مخدر ، بعضی قرص های مخرب بر حذر باش که عمل شیطانی است .

نکته در مورد سیگار :یکی از ترکیبات دود سیگار منو اکسید کربن است که به ریه منتقل میشود ، ریه انسان اکسیژن را با خون ترکیب کرده و اکسیژن را  از طریق خون به سراسر بدن میرساند ، وقتی سیگار میکشیم بعضی از گلبول های قرمز ، بجای اکسیژن ، منو اکسید کربن را گرفته و منتقل میکنند ، در نتیجه مکانیزم جسم ناچار میگردد گلبول های قرمز بیشتری تولید کند ، و در اثر این ازدیاد گلبول قرمز ، خون شخص غلیظ میگردد و به صورت سردرد که یکی از علت های آن غلظت خون است خود را نشان میدهد پس افرادی که سیگار میکشند بد نیست در روز یک عدد قرص آسپرین بچه مصرف کنند تا خون رقیق گردد ، این یکی از مضرات سیگار بود که گفتم ، ولی شما سیگارتان را بکشید نوش جانتان ، و من هر بار یکی از مضرات سیگار را برایتان بازگو خواهم کرد .

و اما نکته قابل توجه که در این فرامین بسیار حساس میباشد اینست که چون راه فسق و فجور و یا راه ضد ارزش ها راهی است بظاهر جذاب و دست یافتنی ، بعضی انسان ها تصور میکنند از این راه زودتر به خواسته های خود میرسند که این راه بسان زهری است شیرین در جامی طلایی که نوشیدن آن انسان را به طرف نابودی و بیماری سوق میدهد و راه صراط مستقیم بسان آبی است زلال در کوزه ای گلی که نوشیدن آن مایع حیات و رفع تشنگیست .

بعضی از ما که امروز در مجموعه ای از ضد ارزش ها غوطه ور هستیم ، شاید دشوار و محال باشد که بخواهیم یکمرتبه از تمام ضد ارزش ها خارج شویم ، البته منظور ما این نیست که همه ما فاسد میباشیم  بلکه منظور ما این است که شاید رشوه بدهیم یا بگیریم ، غیبت کنیم کم فروشی کنیم ، دروغ بگوییم ، اگر شرایط مناسب بود ارث کسی را بالا بکشیم ، بنابراین باید برای پرهیز از ضد ارزش ها ، نقطه تحمل خود را به آرامی بالا ببریم .

برای مثال اگر بر مبنای رشوه دادن و گرفتن آن ، تا کنون سیستم خود را تنظیم نموده ایم ، حال اگر بخواهیم یک مرتبه این ضد ارزش را حل کنیم به احتمال قوی تمام سیستم ما فرو خواهد ریخت ، بایستی زمانی را برای اینکار در نظر گرفت ، مثلا در طول یک سال رشوه ها را حذف کنیم تا نقطه تحمل ما در مقابل ندادن و نگرفتن رشوه بالا برود ، تا یک روز بدون رشوه امورات ما مرتب شود ، نکته قابل توجه اینست که مسئله کلی ضد ارزش ها بایستی تقریبا با هم حل شود و بصورت تک شاخه ای و تک موردی امکان پذیر نمیباشد ، برای مثال امکان ندارد که من مسئله دروغ را حل کنم ولی کم فروشی کنم و یا به غیبت ادامه دهم ، راه فسق و فجور بکلی باید عوض شود چون ضد ارزش ها مانند درختی است که کلیه میوه های آن تلخ و زهرآگین است و ما قادر نیستیم فقط میوه های یک شاخه را اصلاح کنیم ، اگر کل درخت اصلاح شود تمام میوه ها شیرین خواهد شد .

و اما نقطه تحمل : وقتی نیرویی از کم شروع شود و مرتب ازدیاد پیدا میکند و به درجه بالا و بالاتری میرسد نقطه تحمل پدیدار میشود ، هر چیزی در هستی دارای نقطه تحملی میباشدد و اگر از نقطه تحمل خودش عبور کند دچار دگرگونی میشود و از نظام و سیستم خودش خارج میگردد که معمولا این تغییر سیستم گاهی با تخریب و آشوب مواجه میگردد ، برای نمونه اگر یک ظرف فلزی یا شیشه ای را زیر فشار قرار دهیم ، اگر این فشار بیشتر از حد تحمل ظرف باشد قطعا ظرف فلزی مچاله و ظرف شیشه ای خواهد شکست و از سیستم قبلی خود خارج خواهد شد و یا اینکه فلزات هر کدام دارای نقطه ذوب مشخصی هستند مثل طلا ، نقره ، مس ، قلع ، اگر ما بیش از نقطه تحمل ، این فلزات را تحت حرارت قرار دهیم هر کدام در یک درجه حرارت بخصوص که نقطه تحمل گرمایی آنها میباشد شروع به ذوب شدن مینمایند و از سیستم قبلی خود خارج میشوند .

اما انسان موجودی است که دارای نقاط تحمل مختلفی میباشد که دامنه آن بسیار وسیع و متفاوت میباشد برای مثال هر شخصی برای پذیرش موضوعات متفاوت ظرفیت های گوناگون دارد و اگر خارج از این ظرفیت به اشخاص فشار روحی و روانی وارد کنیم از کنترل خارج میگردند و بقول خودمان به سیم آخر میزنند که این موضوع را میتوان در دعواها و مشاجرات شدید و رد و بدل کردن الفاظ با صدای بلند بین دو یا چند نفر مشاهده نماییم .

برای نمونه ما میتوانیم به عنوان یک دوست ، یک صاحب کار ، یک مربی ، یک پدر ، یک فرزند و یا یک همسر تا حدودی رفتارها و سخنان خود را بر دیگران تحمیل کنیم و طرف مقابل هم بستگی به ظرفیتش ما را تحمل کند ولی بایستی همیشه مراقب باشیم که اگر این رفتار ها و سخنان ما بیش از نقطه تحمل شخص باشد ، شخص از کنترل خارج میگردد ، بلافاصله گوش هایش سرخ میشود رنگ چهره اش تغییر میکند ، ضربان قلبش بالا میرود ، بدنش شروع به لرزیدن میکند و در این لحظه تمام سد های احترام بزرگی و کوچکی ، استادی و شاگردی شکسته خواهد شد و احتمال هر گونه واقعه ناگواری وجود دارد ، چون ما از نقطه تحمل شخص عبور کرده ایم و او را از سیستم و نظم طبیعی خودش خارج کرده ایم و در آستانه آشوب قرار داده ایم بنابراین همیشه بایستی مراقب باشیم ، با رفتارهای ناهنجار خود ، اشخاص را وارد آستانه آشوب نگردانیم .

در اینجا نتیجه میگیریم کلیه هتک حرمت ها ، جدایی ها ، ناکامی ها ، ضرب و شتم ها و حتی حرکت به سمت ضد ارزش ها ، کفر و سرپیچی از فرامین الهی در آستانه آشوب انجام میگیرد ، بایستی آنرا بشناسیم و شدیداً از آن پرهیز کنیم .

پس انسان ها هر کدام دارای یک ظرفیت و پتانسیل خاص خود هستند.




موضوعات مرتبط : دستور جلسات لژیون،
برچسب ها : کنگره 60، درمان اعتیاد، وادی نهم،


تاریخ : دوشنبه 21 دی 1394 | 09:09 ب.ظ | نویسنده : مریم (استاد لژیون) | نظرات