تبلیغات
امـــیــــــد رهـــــــایـــــــی - نوشتار سی دی رازهای نهان
نوشتار سی دی رازهای نهان

استاد: جناب مهندس دژاکام


امروز سه شنبه 25 فروردین 94 است هوا خیلی تمیز و خوبه خنک هم هست امسال بهار خیلی خوبی داشتیم خب مبحثی که امروز می خواهم در باره اش صحبت کنم عنوان مبحث رازهای نهان.

 توی این قصه بین شاگرد و استاد در تاریخ75/03/03  این دیالوگها بین شاگرد و استاد  انجام می گردد که استاد سردار و شاگرد نگهبان قبل از این یه شعری می خوانم از مولانا دیروز به چشمم خورد حیفم آمد براتون نخونم :

تن مناره علم ودانش همچو مرغ   خواستی صد مرغ گیروخواه دومرغ


مناره ها را دیدید که کبوترها توش می شینند مناره های مسجد می گن تن انسان مثل آن مناره ها است علم و دانش مثل اون پرنده ها هستن هر کسی هر انسانی بتواند چقدر در زندگی و حیاط خودش از این علم و دانش استفاده کند و به کار گیرد.

کنگره هم همینطوره برای ما باز شده برای درمان اعتیاد کارش درمان اعتیاده، افراد میان به کنگره حالا بستگی داره چقدر از این سیستم چکار می کنن برداشت می کنند دیگر مثل آن مرغ، انسان علم و دانش را باید خودش کسب کند کسی نمی تونه علم و دانش را بگیرد به زور با مته بکند تو مخ انسان باید خودش علاقه مند باشد علم و دانش را فرا بگیره برداشتهای کنگره هم همینه کسی که وارد سیستم میشه دلش خواست از این علم و دانش و روش و متدی که به درمان می رسد استفاده کن نخواست چی کار نمی کند.

چیزی که مهم است در کنگره خب کنگره خدماتش رایگانه دیگه، هر کسی بخواد میاد خیلی دارو نداره ازش می پرسن خانت کجاست چکاره ای شغلت چیه چقدر حقوق می گیری پول داری پول نداری دینت چیه مذهبت چیه ملیتت چیه، کاری به هیچی نداره می گه می خواهی درمان شی خواستی از این امکانات استفاده کن نخواستی استفاده نکن.

حالا بستگی داره ما چقدر استفاده می کنیم آیا استفاده درست از این سیستم می کنیم یا اینکه در جهت ایجاد مشکل یا نابودیش صحبت می کنم.

دیروز با یکی از دوستای عزیزم صحبت می کردم یه مطلب خیلی قشنگی بهم گفت: گفت که استاد خودش گفت که در روانپزشکی و روانشناسی یه چیزی خالیه جاش روش صحبت نمیشه و نشده نه در گذشته گذشتگان نه در حال انگار اصلاً چنین چیزی نبوده گفتم چه جالبه حالا اون چیه گفت عشق ، عشق چیزی که در روانشناسی و روانکاوی جایی نداره راجع به مطلبی در باره عشق بحث کرده باشد یا صحبت بکند در صورتیکه یکی از مسائل بزرگ حیاتی روحی و روانی و حتی اختلالاتی که منجر به خودکشی میشه یا منجر به حرکت میشه یا منجر به تلاش میشه یا فعالیت میشه یه موتور بسیار قوی است.

در عشق راجع به اخلاق صحبت نمی کنم راجع به عشق خبری نشده بعد دیدم چقدر جالبه بعضی وقتها بعضی چیزها برعکس یعنی بعضی از چیزها باید محور اصلی و اساس باشد.

 تو آموزش هایی که ما الآن خودمون داریم همش راجع به عشق تجزیه عشق شکافتن عشق، محبت،آنچه باور است محبت است. همه اینها در باره اش صحبت می شود.

مثلاً دیدم در درمان اعتیاد هم تنها چیزی که در درمان اعتیاد هم راجع به آن صحبت نمیشه فیزیولوژیکه حتی در تمام مراکز علمی و دانشگاهی راجع به بیماری اعتیاد همه چی صحبت میشه و فیزیولوژی که همان تئوری سیستم X که چی کار می کند روی مغز چه اثری می گذارد ناقل های عصبی نوروترانسمیترهای عصبی را از کار می اندازه راجع به اینها صحبت نمیشه.

پس اینکه بعضی از قسمتها اون جوهره اصلی مرکزش اون چی نیست خیلی برای من جالب بود که در روانکاوی و راوانشناسی اون چیزی که عشق راجع بهش چیه انجام نشده حالا برسیم به کار خودمون که در دنیا در جهان از علم و دانش چقدر بگیریم از زندگی هم چقدر بگیریم از عشق چقدر بگیریم از نفرت چقدر بگیریم از صداقت چقدر بگیریم از راستگویی و درستی چقدر بگیریم از اعتماد به هم چقدر بگیریم از خیانت چقدر بگیریم .

همه مثل اون مناره است بقیه مثل اون مرغ ها است بستگی داره به این که ما چقدر از آنها دریافت می کنیم  

استاد میگه: ما خوب هستیم و گذشته را طی می نمائیم و از وقایع گذشته تأسف و تأثری نداریم برای همه ما در گذشته یه اتفاقاتی ممکنه افتاده باشه که الآنه ما رو دائماً رنج میده  ما در رنجیم در عذابیم  در تأسف و تأثر دوران گذشته که چرا در دوران گذشته اینجوری شد اگر اینجوری می کردم اینجوری نمی شد یا میگه ما در گذشته ما هیچ تأسف و تأثری ندارم.

خیلی انسانها هستند که مثلاً فرض کن فردی یه گاوی رو داشته و گاوش مرده الآن 50 سال گذشته هنوز در عذای اون گاوه است که از دست داده هنوز در رنج و عذابه هنوز راجب او داره دائماً فکر می کنه یه چیزی را از دست داده یه کسی و از دست داده یه عشقی را از دست داده یه شی از دست داده هنوز در رنج و عذاب داره تأسف و تأثر می خوره برای اون کار گذشته میگه ما بابت اون هیچگونه تأسف و تأثری نمی خوریم چون بعضی اوقات به اصطلاح سوزوندن انرژی است بابت گذشته ها که ناراحت کننده است که دائماً چی کار کنیم راجب آنها فکر کنیم چرا؟

 زیرا هر موضوعی به جای خود هم فرمان است هم تقدیر و از هیچ کدام نباید رو برتابیم یا دستور یا فرمان الهی است یا تقدیر ماست تقدیر از قدر می آید یعنی اندازه.

شما میرید پیش قاضی قضاوت می کند برای شما قدر می بره جریمه می کند یا جزا میده پاداششو میده میگه این کار را کردی قدرش اینقدره اندازه اش اینقدر، کار بدی کردی صبح تا بعد از ظهر اینهمه آهن و جوش دادی قدرش این 50 هزار تومان این کار اشتباه رو کردی قدری 50 ضربه شلاق اون کار رو کردی جزاش اینه پاداشش اینه.

تقدیر یعنی نامه پیشین چیزی اندازه شده و اندازه گیری کردیم و ما در حساب خود بدهکاریم درست مثل بانک می مونه شما توی بانک یه حسابی داری یه حساب بستانکاری داری و دائماً بدهکار بستانکار می باشد چک می شود در سیستم دنیا و حیات هم همینه.

هر کاری انسان انجام می ده مسئول میگه مگه این سیستم هوشمند که این کار را انجام می ده بله این سیستم کائنات و هستی بسیار بسیار هوشمنده  همونجوری که یک نرون که بیش از نرون در مغز داریم هوشمند و می داند چه کار باید بکند همونجوری که یک گلبول سفید یا قرمز خون می داند باید چه کار بکند همونجوری که هوایی که می گیریم توش همه چی هست بدن می داند که چطوری اکسیژنش را بگیره.

سیستم کائنات در تمام قسمتهاش هوشمند و می داند چکار باید بکند به همین دلیل هر کاری انجام بدی هر عملی انجام بدی مسئولی و اثرش به تو برمی گرده ولی گاهی اوقات ما فقط اون چیزهایی را قبول داریم که می بینیم یا می شویم و لمس می کنیم.اون چیزهایی که نمی بینیم نمی شناسیم لمس نمی کنیم اونها را قبول نداریم.

پس میگه هر موضوع زیرا تقدیر و یا فرمان خداوند یه سری عملیاتی  ما امروز انجام می دیم تقدیرش در آینده میاد یعنی چه؟ یعنی امروز من یکسری چکها می کشم چک یک ماه دیگه میره بانک تقدیری که یک ماه دیگه از بانک به من زنگ می زنند یا می آیند در خانه یا می آیند در محل کارم یا جلب یا هر چیز دیگه من دارم تقدیر اون روز را می ریزم امروز یک دروغی می گویم تقدیرش در آینده برملا می شود امروز یکسری رشوه ای می گیرم آینده تقدیرش چیه معلوم میشه امروز این خیانتی را انجام می دهم آینده تقدیرش انجام می شود امروز من دانشگاه درسهایم را می خوانم قدرش شب امتحان که آیا من خوانده بودم نمره خوب می گیرم نخوانده بودم قبول نمی شم.

پس هر کاری اتفاق می افتد یه سری کارها ما قدرشو خودمون چیه برنامه ریزی می کنیم یه سری برنامه ها هم است که ما از حالا داریم انجام می دهیم از حالا با تفکر انجام می دهیم با عقل انجام می دهیم یا از روی هوس انجام می دهیم یا از روی احساس یا از روی بغض یا از روی کینه یا از چیزهای مختلف امروز انجام می دهیم اثراتش کی می آید در هفته دیگه می آید یک ماه دیگه دوماه دیگه می آید.

پس ما دائماً در حال درست کردن قدر و تقدیر خودمون هستیم بنابراین میگه که چون به این صورت است ما هیچ تأسف و تأثری راجع به اینها نمی خوریم سخن من با همگی ما با شماست شما در بعد زمان خویش در این جهان با کوشش سخت نباید از هیچ موضوعی خوف داشته باشیم و یا دور بشویم زیرا تقدیر و فرمان الهی است تا مسائل نیک و در آن مخفی نماییم زیرا به نظر در فکر ما ممکن است بر بودنش پرده ای از رازهای نهان را باز نماید همینطور که دیگه در بعضی از مسائل خوب میگه شما در بعد زمان خویش با کوششی سخت نباید از هیچ چیزی خوف داشته باشی میگه ما باید در زندگی زمینی با تلاش و کوشش از هیچ موضوعی نباید به خودمون خوف بدهیم.

این زمانه ای است که ما در صراط مستقیم هستیم کسی که کاراش درست باشه تو صراط مستقیم باشه از هیچ موضوعی ترس و خوفی نداره کسی که حساب پاک است از محاسبه چه باک است کسی که در صراط مستقیم باشه در جهت درست حرکت کنه او در جهت نیروی الهی نیرویی هم که در جهت نیروی الهی حرکت کند از چیز یخوف نداره وقتی دارم یه خیانتی رو انجام میدم همیشه خوف دارم که خیانتم برملا بشه.

موقعی که دروغ میگم ترس دارم دروغم برملا بشه موقعی که رشوه می گیرم ترس دارم این برملا بشه موقعی که حق و ناحق کردم ترس دارم این برملا بشه موقعی که ظلم کردم به کسی می ترسم خوف دارم یه ظلمی کردم که برنگرده منو با چاقو بزنه برگرده ترور کنه برگرده خونه ام رو آتیش بزنه ماشینم رو آتیش بزنه چون ظلمی کردم وقتی اون کار رو انجام می دیم میگیم نیروی چی وقتی نیروی الهی داریم صحبت می کنیم حتی اونایی که اعتقاد ندارند قراردادی یعنی نیروی پاک نیروی راستی یعنی درستی یعنی صداقت حق یعنی حقیقت درستی راستی یعنی نیرویی که نیروی پاک درست در جهت مثبت حرکت میکنه در جهت بهبود انسانها حرکت می کند کسی که در این جهت هست در جهت مثبت هست الهی هست این هیچ ترسی نداره چون از هیچ چیزی خوف نداره تنها چیزی که خوف داره نیروی خداوندی هست که قدرش میاد توهم که چون در جهتش هستی نیرو به تو کاری نداره.

بنابراین کسی که در صراط مستقیم باشه کاراش درست باشه از هیچی خوفی نداره وقتی کسی که برنامه اش رو درست انجام کرده درست دقیقاً رو پله های درمان خودش هست این از لژیون از راهنما خوفی نداره که ولی وقتی دیشب شیشه زده رو 3% شیشه زده قرص خورده کار دیگه کرده همیشه خوف داره ترس داره بنابراین کسی که در صراط مستقیم باشه هیچ خوفی نداره چون معتقد که این قدر این موضوع است میگه وقتی قدر میاد با مسئله نیک و بدش ما چیه سخنی نداریم قدر ممکنه یه مسئله خوبی باشه ممکنه مسئله بدی باشه زیرا به نظر یه فکر ما ممکنه بد باشه بعضی چیزا بد یا بعضی چیزا خوبه به نظر ما بد و بد بودنش به نظر ماست ولی ممکنه این بد بودنش پرده از روی یکسری رازها برداره یعنی چه؟ یعنی شما یه مسئله بد براتون ظاهراً اتفاق می افتد ولی اون مسئله بد باعث میشه شما یکسری مسائل رو کشف کنید به یکسری رازها پی ببرید حالا مسئله که بخوام نشون بدم.

مثلاً بفهمیم همون خود من مثلاً فرض کنید من درگیر جهان اعتیاد شدم دیگه درگیر ظلمت شدم خیلی مسائل شوم ولی این بدبختیها باعث شد روش و متد درمان اعتیاد رازش برداشته بشه راز درمان صحیح اعتیاد چی بشه برملا بشه من باعث سکته قلبی شد یه اتفاق بدی برام افتاد ولی از توی اتفاق بد سکته قلبی با روش درمان سیگار توش دربیاد رازش پرده اش بره کنار رازش برداشته بشه شماها هر کدام در زندگی خودتون ممکنه یکسری مشکلات حتی اعتیاد حتی هر چی برای شما پیش اومده باشه و پیش اومده که خیال کنید یه چیزی بسیار بسیار منفی ولی از تو این منفی ممکنه چیزایی بسیار بسیار مثبتی برای شما پدیدار بشه گرچه مثلاً بعضی مواقع ما خیلی خوشحالم که معتاد شدم که با کنگره آشنا شدم بعضی ها خیلی زیاد می شنویم چون باعث شد خیلی الآنه از زندگی بهتری از کیفیت زندگی در صورت همین اظلاعات و آگاهی ها از کیفیت زندگی بهتری برخوردار بشم زندگی باید کیفیتم داشته باشه دیگه باید از کیفیت زندگی مرغوبی برخوردار باشه اونم برخوردار شده یکسری دوستانی پیدا کرده ممکنه زندگیش تغییر کرده .

پس اگر یه موقعی یه مسئله بدی واسه ما اتفاق می افتهنگیم این مسئله بد نفرین است لعنت خداوندی چه چه ممکنه از این مسئله که بد ظاهراً برای ما اتفاق افتاده از توش خیلیچیزای خیر در بیاد خیلی پرده از روی رازها برداشته بشه خیلی چیزا رو ما کشف بکنیم خیلی چیزا رو ما پیدا بکنیم زمانی هر واقعه ای اتفاق می افته منفیه این دلیل بر این نمیشه.

مثال دیگرش یه خونه ما داشتیم کرمان زمان قدیم که خونه خشت و گلی بود بارون که می بارید یه طرفش چیکه می کرد یه طرفش نم میداد همه مکافات چیزی بود خونه قدیمی تاریک بعضی جاها زلزله زد خرابش کرد خب براما زلزله زد خرابش برا ما مشکل بود دیگه از اون خوشبختانه کسی تلفاتی نداشت قصه ماله چند ساله پیشه ولی در عوض چی شد ما تو اون خونه خرابه که دل ورکن نمی داشتیم اصلاً درست نمی خواستیم خرابش کنیم باعث شد که زلزله خراب کرد یه خونه نویی جاش بسازیم یه خونه ترتمیز و مرتبی چیه جاش ساختیم.

پس یه چیزی رو که انسان از دست میده نباید نگرانش زیاد باشه ممکنه تو اون قدر باعث شه چیز بسیار خوبی چیکار کنه پدیدار بشه پس هر واقعه ای که اتفاق می افته منفی است یا در زندگی منفی اتفاق افتاده مال گذشته است در اول دستور گفتیم جلسه که نباید هی اون گذشته ها رو لعنت کنه نفرین کنه که گذشته براش چی شد مشکل پیش اومده باید اونارو صرف نظر کنیم که اونا قدر الهی حالاشم که هستش اگه یه مسئله بدی برای ما اتفاق می افتد منفی اتفاق می افتد مشکلاتی هست مسائلی هست جدایی هست جدایی نیست آشنایی هست قطع رابطه هست خیلی اتفاقا ممکنه برای ما اتفاق بیفته اینارو همه رو بنگریم چون میگن الخیر و ما فی وقعه  خیر در اون چیزی هست که اتفاق می افتد شاید خیر ما در این باشه میگه خدایا بدی شری که خیر من در آن باشه خدایا یه شری به من بده که خیر من در اون باشه.

پس هر شری رو نمی تونیم بگیم این حتماً منفی حتماً بد حتماً لعنت حتماً کسل کننده است شما در بعد زمان خویش با کوشش سخت از هیچ موضوعی نباید خوف داشته باشید بنابراین ما باید تلاش بکنیم کوشش بکنیم کوشش سخت برای همه ما واجب همه ما باید در مسیر زندگیمون تلاش بکنیم همه ما باید رد زندگی خودمون کوشش کنیم همه ما باید در مسیر

زندگی خودمون پایه های مالی زندگیمون چیکار کنیم مستحکمتر کنیم قوی تر بکنیم کوشش و تلاش برای همه ما افرادی که در کنگره داریم آموزش می بینیم جزء واجبات درس خوندن باید بهترین نمونه درس خوندن باشیم اونایی که میتونن درسشون و بخونن اونایی که میتونن کارشون رو انجام بدن اونایی که میتونن دنبال هنرشون برن باید سخت ما کوشش کنیم تلاش کنیم هممون و هممون باید پایه های مالی کنگره رو قوی و نیرومند کنیم خوشبختانه به گونه ای شده که هم افراد کنگره دارن پایه های مالیشون و قوی می کنند هم خود کنگره که به هیچ کس چه نیاز مند نباشد.

پس تلاش و کوشش جزء برنامه و همه ماست ما با تمام توانی که داریم باید در تمام قسمتها تلاش و کوشش بکنیم ببینید من چیکار دارم می کنم دیگه من الگوی شما هستم در اکثر موارد من 6 ماه پیش 6 ماه که نه 2 ماه پیش تونستم انتشارات بگیرم رفتم مجوز چی گرفتم مجوز انتشارات گرفتم باید همه دنبال کار باشیم دنبال زندگی باشیم نه فقط دنبال بیان کنگره بشینم اینجا نه کنگره میام دارم با تمام وجودم کارم می کنم تلاشم می کنم کوشش هم می کنم به کارای دیگه هم می پردازم خب شما در بعد زمان خویش با کوشش سخت از هیچ موضوعی نباید خوف داشته باشید و یا دور شویم زیرا تقدیر و فرمان های الهی است با مسئله نیک و بد آن سخنی نداریم زیرا به نظر و فکر ما ممکن است بد بودنش پرده ای از رازهای نهان را باز نماید.

همینطور جهت دیگه از بعضی موارد ممکنه پرده ای از روی رازهایی رو برداره و یا پرده ای یا یک جهتی بده شما داری مستقیم میری می خوری به درخت یه سنگی میاد می خوری زمین پاتون هم می شکنه مشکلاتی درست می کند ولی اون راهی که باید میرفتی مستقیم نمیرین دست راست اگر مستقیم میرفتی پاتونم نمی شکست هیچ جا هم چیه نمی رسیدین ولی موقعی که پیچیدین دست راست دست راست ممکنه گنجی ببینین ممکنه با فردی آشنا بشید ممکنه با شریک زندگیتون آشنا بشید ممکنه با خیلی مسائل کاری آشنا بشید ممکنه شغل دیگری پیدا کنید ممکنه خیلی چیزای دیگه در سمت راست پیدا کنید می رفتین پاتون می شکست نتونستید ادامه بدید پیچیدن گردش به راست یا

گردش به چپ کردین یا عقب گرد کردین به یکسری نتایج چیه دیگه رسیدین از یه موضوع بد ممکنه به ما جهت بده اون موضوع درد سر اونی که میگیم لعنت خداست اونی که میگیم بد اینا ممکنه به ما باعث بشه جلوی ما رو بگیره به ما جهت بده که ما مسیرمون رو تغییر بدیم دیگری در بعضی موارد دیگه بایستی به اعمال خویش نظر بیفکنیم تا آنچه بر ما می گذرد با تصفیه ما را به یاد مسائل از یاد رفته بیاورد ما بایستی به اعمال خویش نظر بیفکنیم باید به اعمالمون نگاه کنیم.

خودمون کار خودمون رو ارزیابی کنیم خودمون کلاه خودمون رو قاضی کنیم ما همیشه در وهله اول سریع صورت حق به جانب می گیریم آنچه به نفع ماست میگیم حقیقت همونه و هر چی به ضرر ماست میگیم این خلاف و دروغه توی خطابه اضداده وادی چهاردهم سردارمیگه  فوری در مقابل کوچکترین چیزی شمشیر از نیام می کشیم چیه می خواهیم با بعضی مسائل درگیر بشیم می خواهیم فوری عکس العمل نشون بدیم راجع به هر موضوعی این عکس العمل نشون دادن راجع به هر موضوعی درست چیه نمی تواند باشد.

پس نظری به کارامون بیاندازیم ببینیم اینجا واقعاً حق با ما نیست ولی ما صوراً حق به جانب گرفتیم ببینیم اینجا ما خلافکاریم ولی تقصیر گردن دیگری انداختیم من اومدم در لژیون در سیستم 11 ماه دارم سفر می کنم قرص های زیادی هم مصرف می کنم هر روز هر شب با قرص خواب می خوابم 11 ماه گذشته رسیدم به 3% هنوز به راهنمام نگفتم تازه گفتم من قرصم مصرف می کنم یه نگاه بکنیم به کارای خودمون ما خیلی جاها هست حق به جانب خودمون میدیم در صورتیکه اصلاً حق با ما نیست من در کنگره بارها بارها گفتم هیچ کدام از ماها هیچ کدام ما از من گرفته تا همه شما هیچکدام ما بر گردن کنگره هیچ حقی نداریم هیچکدام.

 من گفتم تا روزی که کنگره بتونم کار می کنم نتونستم وسایلم بر میدارم میرم چون کنگره بیشتر به من داده اون چیزی که به عنوان بنیانگزار کنگره 60 کنگره به من داده خیلی بالاتر از اون چیزی هست که من به کنگره دادم حالا تکلیف شما دیگه معلومه.

 

من که بنیانشم می بینم اون چیزی که کنگره به من داده خیلی بالاتر از اونی هست که من به کنگره دادم کنگره به من شخصیت دا کنگره به من نویسنده شد کنگره باعث شد من خیلی چیزها رو پیدا کنم کنگره باعث شد خیلی دوستان رو پیدا کنم به من این امکان رو داد امروز به عنوان استاد این صندلی بنشینم برای شما صحبت کنم و خیلی خیلی به کارها.

من به کنگره چی کردم شما همه همتون کنگره به ما همه داده به درمانمون رسونده از جهان اعتیاد ما رو خارج کرده از ما یه شخصیتی ساخته اومدیم وارد کنگره دیگران به ما احترام می زارن به ما حرمت می زارن و داریم هر روز هر روز مطلب یاد می گیریم بنابراین هیچ کدام بگین ما 30 تا رو به رهایی رسوندم من 40 تا رو به رهایی رسوندم نه اینا نیست و دیگه گفتم هیچ کدام به کنگره هیچ حسابی ندارید بعضی ها میگن آقا ما می خواهیم بدهیمون رو به کنگره بدیم گفتم من میگم شما هیچ بدهی چیه ندارید هیچکس هیچ بدهی ندارین می خواهین برین برین.

توجه کردین بیایم نظر بندازیم بعضی مواقع میگیم مثلاً ما 5 سال راهنما بودیم 30 تا شگرد به رهایی رسوندیم مثل کارخانه وزارت کار نه چنین چیزی اصلاً نداریم اونجا بیایم واقعاً نظر بیندازیم به خودمون ببینم اون به ما چی داد و ما به کنگره چیه چی داریم بیاییم کلامون رو قاضی کنیم آیا واقعاً طلبکاریم از سیستم حالا کنگره رو مثال زدم.

در سطوح زندگی بعضی از ماها آنقدر به کنگره علاقه مند هستیم و آنقدر کنگره برامون خوب هست از نظر معنوی ها حاضریم از خانواده بگذریم اما از کنگره نگذریم اینقدر بعضی کشش تو این قضیه داریم جهت آگاهی جهت و معرفی بنابراین در تمام امور بیاییم بسنجیم ببینیم ما جیکار کردیم اون چیکار کرد خودتون در مقابل خودتون در مقابل همسرتون در مقابل دوستتون پدرتون مادرتون ببینید در مورد پدرتون پدرتون با شما چکار کرد و شما راجع به اون جکار کردید راجع به برادرتون خواهرتون راجع به عشقتون راجع به هر چیزتون ببینید اون چیکار کرد شما چیکار کردید باید ما نگاه کنیم به کارهای خودمون یه نظر بیفکنیم ببینیم ما چه کردیم ما به این جامعه جی دادیم جامعه به ما چی داد ما به ایران چی دادیم کشور ایران به ما چی داد.

همیشه اینا رو باید بدونیم نظر بیفکنیم به اعمال خودمون ببینیم ما چقدر ارزش داریم چقدر در جامعه مفیدیم چقدر مؤثریم آیا ما یک مصرف کننده بی مصرف هستیم همه چی رو مصرف می کنیم بدرد هیچی نمی خوریم یا نه یک مصرف کننده با ارزش هستیم می بایستی به اعمال خویش نظر بیفکنیم تا آنچه بر ما می گذرد با تصفیه ما را به یاد مسائل از یاد رفته بیاورد.

اگر انسان بخواد سیر و سلوک بکند و گذشته ها رو به یاد بیاره باید تصفیه بشه ذکر یعنی یاد آوری و ذکر انما انت تذکر  تو بیاد بیاور که تو بیاد آورنده ای یعنی انسان خیلی چیزهال رو میدونه باید یکی به یادش بیاره شما به یاد شاگرداتون می یارین رسول خدا به یاد میاره اون چیزی که از یاد رفته چون همه چیز در یاد انسان هست باید بلد باشد شما نمی تونید به یاد یک گوزن بیارید شما سواد رو نمی تونید به گوزن نشون بدید برای اینکه گوزن نداره در درونش سواد نیست در درون تمام انسانها چیه سواد هست حالا یکسری چیزها در درون انسان هست ما باید به یاد بیاریم باید سیستم رو به یاد بیاریم از روز الست رو به یاد بیاریم از اون روز تا کجا بودیم رو به یاد بیاریم باید پیمان الست رو به یاد بیاریم باید خیلی چیزا رو اینا رو موقعی می توانیم به یاد بیاریم که با تصفیه بشه اگه تصفیه بشه تزکیه شیم پالایش بشیم اونموقع تصفیه مثل آب.

یه آبی هست پر از لجن ولی با تصفیه چیه قابل شرب میشه می بایست به اعمال خویش نظر بیفکنیم و آنچه بر ما میگذرد با تصفیه ما را به یاد مسائل از یاد رفته بیاورد وقتی تصفیه کردیم پالایش کردیم هم مسائل دور هم مسائل نزدیک وقتی تصفیه شدیم می فهمیم ما چه کارهای اشتباهی کردیم هم در این حیات چه مسائل قبل از تولد مسائل گذشته ببینیم ما جکار کردیم در عرض این چند سال با مصرف مواد یا مسئله رفتار کردار خلق و خوی بد آدم طلبکار طلبکار مآبانه آخه ما چی داریم باید اینارو به یاد بیاریم از اون برج غرور لوسی و ننری و خودخواهی بیام پایین تا آنچه بر ما می گذرد با تصفیه ما را به یاد مسائل از یاد رفته بیاورد ما کجا بودیم کجا رسیدیم مسائل به یاد رفته مال همون قضیه چیه اون دفعه هم گفتم بهتون مال سلطان محمود عیاز.

عیاز هر روز صبح می رفت یکی از کسایی بود سلطان محمود خیلی عیاز رو دوست داشت خیلی سلطان محمود عیاز رو دوست داشت و خیلی عیاز مهره خوبی بود یه روستایی بود از روستا اومده بود مورد مهر سلطان بود یه بار داستان و تعریف کردیم اما بازم تعریف می کنم سردارای عیاز میان پیش سلطان میگن چرا اینو اینقدر دوستش داری ما رو دوست نداری آخه چیه اینقدر عیاز رو دوست داری بهش اعتماد داری به ما نداری میگه بیاین تا بهتون بگم.

میان به یکی از سرداران میگه برو ببین تو شکارگاه بود میگه برو ببین این کاروان کجا میره سرداره میره میاد میگه گفت کجا میره گفت شهر ری گفت از کجا میاد گفت من چه میدونم از کجا میاد گفت خوب به یکی دیگه تو برو ببین از کجا میاد رفت گفت که از بلخ میاد گفت گفت کجا میره قبلی رو نمی دید که چی گفت تک تک اینا رو می فرستاد گفت من نمیدونم کجا میره گفت چی بارشه گفت من چه میدونم چی بارشه گفت حالا برو ببین از کجا میاد چی بارشه بعدی رفت اومد گفت که بارش زعفران با ترمه با ابریشم گفت صاحب کاروان کیه گفت اون دیگه من نپرسیدم شما گفتید بارش چیه همونو پرسیدم هر کی میاد بعد میگه کجا میرن چند نفرن اینا میگن همون یه سؤالی که شما گفتید ما پرسیدیم هیچی نگفتیم که بعداً عیاز رو صدا میزنه میگه عیاز تو برو ببین این کاروان از کجا میاد عیاز میره میاد میگه کاروان از کجا میاد میگه از بلخ میگه کجا میره میگه شهر ری میگه بارش چیه میگه زعفران ترمه ابریشم میگه رئیس کاروانش کیه میگه مثلاً حاج حسن چندتا گزمه داره فلان چندتا شتر داره فلان کی حرکت کرده کی میرسه همه رو میگه ببین اینا رو ما به تو میگیم تو فقط یه کاری که بهت محول می کنن عین کامپیوتر می مونه آره یا نه فقط همون کاری که تو گفتی میکنه شما همین کار رو می کنید ولی وقتی به این واگذار می کنیم این میره تمام قضیه رو انجام میده.یه راهنما هم همینطوره بعضی ها میگن فلان چی می گه شما گفتید خب من گفتم اونجوری در اون شرایط گفتم اونجوری دیگه همش اونجوری نیست که.

پس اون بیداری تفکر و اندیشه چی حالا اینو می گفتم رسیدیم به اینجا که هر روز صبح میرفت تو اتاقی که داشت یه حجره ای داشت تو حجره می رفت یه 1 ساعت می نشست بعد می اومد بیرون تمام سرداران سلطان محمود میگن این عیاز یه سری جواهرات سلطنتی

از خزانه پول و طلا می دزده میره تو اتاقه چیه قائم میکنه سلطان میگه نه بابا عیاز آدم دزدی نیست این کارا رو نمی کنه این حرفها رو برا چی می زنین میگن نه بالاخره یه روز سردار را همه رو جمع میکنن میگن که یه یه روز عیاز تو اتاقه بریم سرزده وارد اتاق شیم ببینیم چی دزدیده همه سرداران میشینن می بینن هیچی عیاز نشسته بعد میگن کف اتاق رو بکنید حتماً گنجش زیر زمینه میان با بیل و کلنگ کف اتاق رو می کنن اینور رو اونور می بینن هیچی نیست بعد بهش میگن تو واسه چی میومدی هر روز اینجا میگه من روزیکه از اون روستا اومدم از اون ده یدونه پوستین داشتم پاره پاره با یه جفت کفش خراب در به داغون از این گیوه های روستایی هر روز میام تو این حجره پوستین رو میکنم تنم اون کفشهای پاره ام می کنم تنم که یادم نره من کی هستم از کجا اومدم این همینه که نگاه چیه ما را به یاد مسائل از یاد رفته بیاورد.

وقتی پالایش و تصفیه شدیم ما را به یاد مسائل از یاد رفته میاره که عیاز میگه من با اون پوستین پاره و کفش های پاره رو سوراخ از ده که سکسال هم بود که حموم نرفته بودم اومدم توی دربار و امروز شدم عیاز سوگلی سلطان سردار بزرگ سرداران شدم پس وقتی میگیم گذشته به یادمون بیاد یعنی اون به یادمون بیاد ما کجا بودیم در چه نقطه ای بودیم قرار داشتیم اینو ما موقعی بیاد میاریم که تصفیه شده باشیم پالایش شده باشیم وقتی پالایش نشدیم تصفیه نشدیم اینو به یاد چیه نمی یاریم می بایستی به اعمال خویش نظر بیفکنیم تا آنچه بر ما میگذرد با تصفیه ما را به یاد مسائل از یاد رفته بیاورد خواه از خود باشد یا عمل مربوط به خویشانباشد البته به این مسائل ما قبلاً اشاره نموده ایم عمل نیک شما در کنار ادامه زمان پاداش در برخواهد داشت نگهبان میگه شاگرد میگه که مطالبی که می فرمایید واقعاً عین قانون است و حقایق ژرفی را آشکار می نماید چگونه می توان این مطالب را انتقال داد.

میگه این مطالبی رو که تو داری میگی استاد داره میگه به شاگرد مطالب همین قبل قانونند و یه مطالب ژرف و آشکار می کند چه جوری میشه اینارو انتقال داد استاد میگه که در خصوص بعضی از این مسائل به صداقت بیان شمایید زیرا مانند میوه نارسیده میباشد که

قابل خوردن نیست و در این راه تأسف چیه نداشته باشید میگه یکی استاد میگه یه مطالبی رو میگی همه مطالب رو شما نمی تونید با صداقت بیان کنید چون وقتی با صداقت بیان می کنی همه مطالب رو مثل میوه نارسه، بعضی مطالب نباید به صداقت بیان بشه باید زمینه آماده بشه براش، اگه بگی پس درست چیه نیست مثل میوه نارسیده باید شرایط درمان آماده باشه مکان آماده باشه بعد مطرح بشه وگرنه در بین انسان تشدد افکار ایجاد میکنه من مجموعه عقاب سفیدو نوشته بودم اون قدیما 10 سال پیش به بچه ها میدادم بعد وقتی سابق تریاکی بودن مشکلی نبود موقعی که شیشه هم وارد این قضیه شد ذره ذره شد بعد قرص دیدم داره بعضی ها بهم میریزه یکسری مسائلی بیان شد آدم ها داره بهم میریزه افکار ایجاد میکند بنابراین بلافاصله تمامشونو همشو 7-8 سال همشونو جمع کردم گفتم نه اینا الآن بدردتون چیه نمی خوره چون میوه چی بود میوه نرسیده بود.

بعد در این راه تصفیه نداشته باشید تنها چیزی که واقعاً وحشتناک است اون عصبیت اون داشتن طایفه بازی و تعصب روی مسائلی که می دانید رو هر مسائلی که ما تعصب داشته باشیم اون تعصب کور نابیناست از بین می بره من بارها و بارها گفتم برای شما فقط یه وسیله است هیچ هدفی نیست اگر کسی هم راجع به مطالب کنگره به هیچ عنوان هیچ گونه تعصبی نباید داشته باشید چون هر زمان به روی تعصب برید مشکل ایجاد میشه.

اگر کسی به کنگره بد وبیراه میگه به هر کی میگه بگه روی اطلاعات کنگره مسائل کنگره تعصب نداشته باشید خیال نکنید اینا حتماً دقیق دقیق چون ممکن دقیق نباشه اینجوری نگاه نکن وقتی انسان روی یک مسئله ای تعصب داره یعنی کور میشه یعنی تمام راه ها رو می بنده یعنی کر میشه شخص متعصب هم کوره هم کر نه حاضره چیز دیگه ای رو ببینه نه حاضره چیز دیگری رو چیه بشنوه و شدیداً در جهل بنابراین در هیچ مسئله ای چیه تعصب نباید داشته باشیم روی گفته هامون نباید تعصب داشته باشیم من خودم هیچی تعصب ندارم یه چیزی میگم اگه دیدین درسته قبول کنید دیدین درست نیست قبولش نکنید هیچ اسراری ندارم که حتماً این درسته حتماً باید این کارو بکنید نه از این خبرها نیست هیچ تعصبی رو هیچ کدوم از مسائل نباید داشته باشیم در اعمال خود به دقت انجام وظیفه نماییم.

با شما سخن بسیار و در این راه تعصب نداشته باشید در اعمال خود به دقت انجام وظیفه نمایید با شما سخن بسیار گفتن داریم تو انجام عملت خیلی خیلی دقت کن ولی تعصب به خرج نده در ضمن در خصوص خود با قطب های منفی هیچ گونه تفکری ننمایید و برای حصول به هدف می بایستی در راه مستقیم پیش برویم در ضمن در خصوص خود با قطب های منفی هیچ گونه تفکری چیه ننمایید و برای حصول به هدف می بایستی در راه مستقیم پیش بروید ببینید موقع برخورد ما با قطب های منفی راجع به قطب های منفی یا نیروی منفی یا انسان منفی فیزیکی الهموها فجوره ها و تقواها چه راجع به مسائل مهم راجع به مسائل قطب های منفی تفکر ننمایید فکر نکنید فکر کردن به نیروی منفی باعث بزرگ شدن و قوی شدن نیروی منفی میشه.

شما حتی اگر یکی دارین که حالا فامیله دوسته آشناست هر کسی هست باهاش مشکل دارین زیاد راجع بهش فکر نکنید راجع بهش بحث نکنید مطرحشم نکنید چون با مطرح کردن شما گفتن شما بحث کردن شما اون بزرگ میشه چطوری این مسائل رو بهتون بگم وقتی شما این حالا نمونش رو بهتون می گم.

شما شب می بینید از کابوس ها می ترسید تو خواب این چی بهش میگن خفتک میگن می افته بختک همش یادم میره این بختک رو آره این بختک هست اکثر آدم ها با این درگیر چیه شدند که تو خواب می افتد رو آدم دیگه تکون نمی تونه بخوره وقتی که این بختک می افته در وهله اول انسان می تونه انقدر ترس ورش میداره می خواد دستش و باز کنه تکون بده نمی تونه از ترس چشماشو می بنده از ترس قادر نیست چشماشو واکنه و تا زمانیکه این کارو می کنه و به این بختک فکر میکنه این اتفاق بیشتر و بیشتر می افته ولی موقعی که اینو از فکرش اینو عملاً کار ساده ای نیست یه شرایطی داره ولی اگر بتونه اینو هر چی در طول روز و هنگام شب که می خواد بخوابه این قضیه بیشتر فکر می کنه اون شب حتماً اتفاق می افته یه شب دیگه می خواد بخوابه هی کاری کنه بختک روش نیفته هی دعا بخونه سوره بخونه ورد بخونه که روش نیفته اتفاقاً اون شب روش می افته چون داره راجع به قطب منفی فکر می کنه ولی اگر فکر نکند از یادش برود ممکنه اتفاق چیه نیفتد.

یکی با شما به شما فحش داده بد و بیراه گفته توهین کرده این چیزا رو به شما گفته شما یکی می توانید پاسخ دهید برین جوابش رو بدید برین ثابت کنید این فحش هایی که به من داده بیخودی داده این تقصیر خودش بوده خودش بده یکی این کارو انجام بدین اگر این کارو شما انجام بدین شما اونو گنده می کنید میگه با نادان سخن مگو تو نوشته ها هست با نادان سخن مگو با نادانان سخن نباید بگی چون اگر بگید اون گنده میشه بزرگ میشه بهترین کار اینه هیچی راجع بهش حرف نزنید هر چی به شما فحش میده به شما دری وری میگه اهانت میکنه شما هیچ کاری نکنید این یه نوع بی عملی یعنی در مقابل یه واکنش خیلی چیه عمل چه عمل نکردن چون بعضی ها شما وارد عمل بشین درگیری شروع میشه تو یه چیزی میگی اون یه چیزی میگه تو یه چیزی میگی اون یه چیزی میگه هی......

حالا مهم نیست حق با کیه کی راست میگه کی دروغ، بهترین کار اینه کاتش کنید بنابراین اینجا این مطلب داره میگه در ضمن در خصوص خود با قطب های منفی هیچ تفکری ننمایید راجع به نیروهای منفی وقتی هی فکر می کنید که بله منو جادو کردن منو سحر و جادو کردن میرین پیش دعا نویس جادو رو می خواهین باطل کنید هی دائماً راجع به این فکر می کنید این قضیه روز به روز بزرگتر میشه در جهان هستی در جهان آفرینش در جهان بیکران نیروهای منفی رو که ما بهشون میگیم سایه ها هر چی راجع به اونها بیشتر فکر کنی اونها قویتر میشن هر چی فکر نکنی ضعیف تر میشن اگه یه موجودی در خواب مزاحم شما میشه اگر راجع بهش بیشتر فکر کنی اون قویتر و نیرومندتر میشه.

چون با فکر شما تغذیه میشه از فکر شما اون تغذیه می کند در ضمن در خصوص خود با قطب های منفی هیچ تفکری ننمایید و برای حصول به هدف می بایستی در راه مستقیم پیش برویم باید برای رسیدن به نتیجه همیشه در راه مستقیم پیش چیه برویم به یاد خداوند و نیروهایی باشید که از آن انرژی دریافت بدارید و در عمل خویش بکار نبرید میشه از خداوند استمداد بطلبید و نیروهاش در کار خودمون ما به ادامه سخنان خود که شامل مسائل پیش رونده بودن می باشیم.

راجع به مسائل خودمون گذشته دومرتبه موافقیم صحبت کنیم که شاگرد میگه که مسائل ما پیرامون چی بود پیدا بودن حس بود که استاد میگه در مورد حس گفته بودیم اگر روی حس تمرکز داشته باشید همانگونه است که نتیجه و حاصل را طی این مدت زمان احساس نمودید دیارهایی بوده که به مرور زمان کامل خواهد شد خدانگهدار.




موضوعات مرتبط : دستور جلسات لژیون، سی دیهای کنگره،


تاریخ : یکشنبه 10 آبان 1394 | 11:26 ق.ظ | نویسنده : مریم (استاد لژیون) | نظرات