تبلیغات
امـــیــــــد رهـــــــایـــــــی - نوشتار سی دی مثلث پنهان کاری (1)
نوشتار سی دی مثلث پنهان کاری 1

استاد: جناب مهندس دژاکام

شاگرد و استاد رعد با هم صحبت می کنند. ( مثلث پنهان کاری 80/10/01 ) 

مساله مربوط به پنهان کاری است ( در مقابل پنهان کاران هیچ خوفی به دل راه نداده باشید ، نداشته باشید این اولین و آخرین نیست ، بوده ، هست و خواهد بود ، جریانی است که برسر هر یک به گونه ای پیش می آید ، محکم ، محتاط یا صحبت را جاری نمائید زیرا با پنهان کاری های بیشتر و با مواد مذاب مانده و گنداب شده نمایان می شود ) بحثی که می خواهیم انجام دهیم مساله ای پنهان کاری است . ما در صحبتهامون مطرح می کنیم ، اول جلسه که خدایا ما را از بزرگترین دشمن خودمان که جهل و نادانی خودمان است ما را رها کن و ما را نجات بده . شاید قبل از اینکه به کنگره آمده باشیم ، همیشه دوست داشتیم که تقصیرها را گردن دیگری بیاندازیم که اصولاً این طوری هست ، انسان هر موقع که اتفاقی می افتد ، فوری شمشیر می کشد و از خودش دفاع می کند و مقصر را همه می داند ، جز خودش .

 همه مقصرند ، همه تقصیرکارند ، ولی اون شخص شخیص ار هر گونه اشتباه و یا اشکال و یا انتقادی مبرا است . ولی وقتی به کنگره می آییم ، یواش یواش یاد می گیریم . با محبت آشنا می شویم ، یواش یواش می فهمیم ، داستان این طوری نیست ، اصلاً مقصر اصلی خودما هستیم . ماه همه اش می بینیم ولی جز خودمان . انسان اصولاً دوست دارد که مشکل را گردن دیگری بیاندازید و خیلی احساس راحتی می کند ، خود من هم همینطوری می شوم . همه ی انسانها همین اند ولی گاهی اوقات متوجه می شوم که دارم اشتباه می کنم . به همین دلیل که وقتی می بریم ، بعضی اوقات شمارا ، مشکلات را گردن متخصصین و دیگران می اندازند . شما چون زن بابا داشتی این طوری شدی ، چون پدر و مادرت معتاد بود تو این طوری شدی . غافل از اینکه ؛ انقدر انسانهای بی شماری هستند که نه پدرشان معتاد بوده و نه مادرشان . بچه هایشان معتاد شدند و انقدر انسانهایی بودند که هم پدرشان معتاد بوده و هم مادرشان و هم کل فامیلشان ولی آنها هیچ کدام معتاد نشدند ولی خاصیت ماست که تقصیر را گردن دیگران بیندازیم . حالا از دست دشمن خودمان که جهل و نادانی خودمون هست ، چون وقتی اومدیم باید مطمئن شیم که نه دشمن اصلی ما ، خودما هستیم و مشکلاتی که امروز داریم ، مشکلاتی است که ما در گذشته بوجود آورده ایم و امروز دست به گریبانشان هستیم و امروز مشکلاتی را بوجود می آوریم که فردا باهاش دست به گریبان هستیم . اگر پنهان کاری را بخواهیم ترسیم کنیم ، پنهان کاری مثلثی می ماند که یک ضلعش که قاعده است ، موضوعی است که باید پنهان بشود ، هر وقت می خواهیم پنهان کاری باید یک موضوعی باشد که این موضوع را ما می خواهیم پنهان کنیم . یک شخصی مهم فاعل پنهان کننده است ، یک شخص می خواهد این مسئله را پنهانش کند . حالا این ممکنه یک شخص باشد . ممکن من باشه ، ممکنه او باشه ، ممکنه یک گروهی بخواهند موضوعی را پنهان کنند ، یک موقعی شخصی می خواهد پنهان کند ، یک موقع یک گروهی می خواهند پنهان کنند . وقتی پس یکی شد موضوعی که می خواهند پنهان بشه و بعضی اون اشخاص یا مشخصی که می خواهد چیزی و پنهان کنه و شاخه دیگرش یا ضلع دیگرش ، از چه کسی می خواهیم پنهان کنیم یعنی که می خواهد پنهان کند ، چی می خواهد پنهان کند و برای کسی و از یکی می خواهد پنهان کند ، پس یکی شد موضوع پنهان کننده و یکی پنهان شونده که نبیندش. حالا این پنهان کننده ها گاهی ممکنه فرد باشه ، ممکنه جامعه باشد ، آیا همه چیزی که پنهان بکنیم بداست ؟ نه گاهی اوقات اصلاً باید پنهان بشه ، قاعده این است ، به طور مطلق ما نداریم . ممکنه یک پدر و مادر دچار مشکلاتی هستند از بچه آن قضیه را پنهان کنند . برای چی از بچه پنهان می کنند ؟ بخاطر اینکه اون بچه به مرحله بلوغ نرسیده ، برای اینکه اون بچه نه تنها نمی تواند مشکل را حل کند ، بلکه آزرده خاطر هم می شود و قدرتش را هم از دست بدهد ، ممکنه آن موضوع قابل فهم آن بچه باشد این است که پدر و مادر پنهان می کنند . ممکنه یک عارف بیاید و موضوعی را پنهان کند چرا پنهان کند ؟ برای اینکه انسان ها اگر بخواهند اون موضوع را آگاه بشوند در افکار و اندیشه اشان تشدد پیش می آید ، مشکلات پیش می آید . خیالات برشان می دارد و مسائل روحی پیش می آید . ممکنه یک فرد مصرف کننده به مصرف موادش را پنهان کند این هم فرد دیگری است . ممکنه حکومت بیاید پنهان بکند ، خوب حکومت چی را پنهان می کند ؟ و چگونه پنهان می کند ؟ ممکنه چیزی باشد که در جلسه حکومتی که شما در سراسر دنیا در نظر بگیرید ، ممکنه بعضی مسائل را از نظر سیاست پنهان بکنند. از نظر حفظ بقا و خیلی مسائل دیگر . بنابراین این چیزی که مهم است ( موضوع پنکان کاری است ) و آنجایی که پنهان کاری تبدیل به ضدارزش می شود ، که در جهت ضد ارزشی باشد ، یعنی وقتی شما می خواهید مثلا کاری که امروز انجام می دهید ، برای آینده است . ماقبلاً یک کارهایی کردیم و حال پنهانش کنیم ، ببینید برای پنهان کردن موضوع چقدر انرژی باید مصرف بشود . پنهان کردن حتی یک موضوع کوچلو خیلی مشکل است . وقتی می خواهید پنهان کنی باید این هندوانه را با دست ، دائماً فشار بدی بره زیره آب و نگهش داری ، به محض اینکه فشار را برداری بلافاصله هندوانه می آید . پس چقدر انرژی مصرف بشه که اون قضیه را پنهان کنیم . یک زن بخواهد ، اعتیادش را از شوهرش پنهان کند چقدر انرژی باید مصرف کند تا این را پنهان کند ، مرد باید اعتیادش را از همسرش پنهان کند ، چقدر انرژی باید مصرف کند . یک فرزند بخواهد اعتیاد را پنهان کند ، باید چقدر انرژی مصرف کند که بتواند این را پنهان کند ، پس پنهان کردن همین طوری بی هزینه نیست . که عشق آسان نمود اول ولی افتاد مشکل ها . یک لحظه که اتفاق کوچک در زمان خیلی کوتاه یک واقعه ای اتفاق می افتد . یک عمر 40 ـ 50 سال باید غرامت اون لحظه را بدهی . تا اون موضوع را پنهان کنی . ده دقیقه یک چیزی بوده برای پنهان کردنش یک عمر انرژی می خواهد. کارهایی که می خواهیم انجام بدهیم ، گذشته ما که گذشت ، از حالا اون کارهایی که می خواهیم انجام بدهیم یک نگاهی بهش بیاندازیم . خیال نکنیم ، نه بابا کسی نمی فهمد ، نه این برای کسی که بفهمد خیلی خیلی انرژی زیادی مصرف می کنیم . بعد مشکل دیگه ، من یک مساله ای برام اتفاق افتاده می خوام پنهانش کنم ، وقتی من تنها هستم ، خودم شخصاً می خواهم موضوع را پنهان کنم ، فقط خودم هستم و خدای خودم ، این اتفاق افتاده می خوام این را پنهان کنم مثلا یک ساعت طلایی را دزدیده ام ، هیچ کس نمی داند ، غیر من و خدای خودم ، این تقریباً اگر توانش را داشته باشد نزدیک 100% ممکنه بتواند پنهان کند ، گرچه 100% امکان ندارد ، ممکنه 100 اتفاق بیافته حالا برای مثال می گیم بتونه 90% پنهانش کند ، با صرف انرژی و خیلی مسائل دیگر ، حالا اگر امد و این مساله ی سرقتی و با یکی دیگر در میان گذاشت ، حالا برای پنهان کردن اعتبار این پنهان کردن می شود 50% اون موقع 90% بود که لو نره ، حالا که به یک نفر دیگر هم گفته می شود ، 50% یعنی یک مرتبه قدرت پنهان کاری اون موضوع می شه نصف ، یک موضوع هست ، یک نفر می داند تا 90% ممکنه بتواند پنهانش کند . موقعی که شدند 2 نفر ، دیگه 90% نیست ، دیگه قدرت پنهان کاری می شود نصف ، دیگه فقط 50% را می تواتند پنهان کند ، 50% دیگه دراختیار کس دیگری است ، ممکنه هر لحظه اون پنهان کاری را اون رو کنه ، حالا اگر 3 تا خبر دارشدند قدرت نگهداری اون پنهان کاری می شود 3/1 یعنی 30% دست شماست و 70% دست دیگران . هرچه افراد بیشتر می شوند قدرت پنهان کاری کمتر می شود ، شما کمتر می تواند آنرا پنهان کنید . بنابراین وقتی یک سری ، یک رازی انسان دارد ، این راز را برای یکنفر تعریف می کند می گه اینو بهت می گم برای کسی نگو داستان اینجا این طوری نیست ، اول از اون راز را خودت نتوانستی نگهش داری چطور انتظار داری فرد دیگری برای تو نگه داری کند ؟ قدرت نگهداری اینکه به یکی می گی بهت می گم به به کسی نگی یک مرتبه قدرتش می شه نصف . پنهان کاری دیگه نصف می شه . حالا وای به حال اینکه قطعاً اونم می ره به یکی دیگه می گه . با تعداد افراد زیادتر که از این راز با خبر می شوند اون راز بر ملا می شود . یکی از مسائل مهمی که با همین قضیه پنهان کاری سروکار داریم همون مسئله غیبت که ما خودمون برای خودمون مشکل درست می کنیم . حالا من یه ساعتی دزدیدم می گم ساعت رو عشق است . یک ساعتی خوب یا باد ، کاری به هیچیش ندارم . ولی یک چیزی گیرم آمده حلالش بماند ، حرامش بماند ، ضد ارزش بماند یا یک کار ضد ارزش دیگه انجام می دم ، یک چیزی گیرم می آید یا یک بس تریاک و هروین کشیدم بالاخره یک کاری کردم . ولی موقعی که غیبت می کنی و برای یکی بدگویی می کنی و یا در کار کسی دخالت می کنی اونجا چیزی گیرت نمی آید اون خلافه یک کاری رفته کرده ساعتی برداشته ولی اینجا چیزی گیرت نمی یاد که باید با دعوا بخوری . پنهان کاری می کنی راجع به شخص دیگری یکسری سخنان را می گی بدگویی می کنی همان موقع که این بد را کردی قدرت پنهان کاری شد 2 برابر 50% یعنی 50% احتمال اینکه تو لو بدی قطعاً هست . همیشه باید اطمینان داشته باشی که این حرف را دارم می زنم بد گوییم مطمئن باشید اگر فقط به یکنفر بگویید و اون یک نفر به هیچ کس نگویید 50% و اگر نشستی و بین 3 ـ 4 نفر حرف و می زنی و به فلانی نگی ، فلانی فلان کار را کرده اون موقع قدرت پنهان کاری کاملاً از بین می رود . شما فقط می توانی 20تا 10 درصد این را حفظ بکنی بقیه از بین می رود . بنابراین این حساب سرانگشتی که الان ما انجام دادیم پس می دانیم که پنهان کاری کار سخت و دشواری است حالا موقعی ، پنهان کاری ، مال سازمان های اطلاعات و امنیت است ، خوب اینها مال سازمان های کشوری است می خواهند کارهایی بکنند ولی برای زندگی ما چی ؟ از همان جا باید صور آشکار ها و پنهان ها روی هم منطبق باشد . با پنهان کاری ما فاصله می گیریم پس یکی موضوع پنهان کاری بود. یکی از افرادی که داریم پنهان می کنیم قضیه را یک مقدار بررسی کنیم . برای این موضوع مثلث های بیشتری می توانیم داشته باشیم . حتی برای موضوع هایشان می توانیم 3 تا مثلث درست بکنیم . برای اونهایی که پنهان می کنند باز اضلاع دیگری پیدا کنیم . این کاملاً قابل تغییر و کاملاً قابل انتقال است . بعضی کارها هست که پنهان کاری نمی شه کرد . یعنی یک چهرهی یک مصرف کننده تا یک مرحله ای می تواند پنهان کند ولی بعد از آن قابل پنهان کاری نیست . اصلا یک چیزهایی هست که قابل پنهان کاری نیست . به قول قدیمی ها مثل دم خروس می ماند . تا یک مرحله ای می شه یک چیزیهایی را پنهان کرد ، همیشه همه چیز را انسان نمی تواند پنهان کند . اصلا یک چیزهایی هست که قابل پنهان کاری نیست . به قول قدمی ها مثل دم خروس می ماند . تا یک مرحله ای می شه یک چیزهایی را پنهان کرد . همیشه همه چیز را انسان نمی تواند پنهان کند . اصلاً تصور می کنه که می تونه پنهان کنه . پس اگر ما این قضیه را آگاه باشیم که آیا این کاری که دارم انجام می دم ، اگر آشکار شد که من قدرت پنهان کردن نداشتم ، آن موقع چی ؟ یک حرکت کوچک بارها در تاریخ در رمان ها در فیلم ها ، در همه چی می بینید یک اتفاق کوچک در یک فردی رخ می ده یک عمر باید پاسخ را بردارد یک عمر باید شکنجه بکشه عذاب بکشه که پاسخ همون لحظه ای رو که یک کاری به یک فعلی رو انجام داده باید سختی هایش را بکشد . بنابراین هیچ وقت این تصور برایمان نشود ، نه من که نمی فهمد ، هیچ وقت این طور نیست تو کتاب می گه اگر شما یک اتفاقی افتاد یک نفر هستید و نفر دیگه خداست . 2 تا هستید نفر سوم خداست ، 4 تا هستید نفر پنجم خداست ، حالا نمی خواهم آنالیزش کنم از این قضیه . پس این مساله بسیار بسیار مهم و حائز اهمیتی است . بعد خیلی قشنگ می گوید خوب البته می گه ( در مقابل پنهان کاران هیچ قومی به دل نداشته باشید ) چرا نداشته باشید ؟ البته این پنهان کاری ، کار اولش نیست ، یعنی اگر آمد کنگره ، در سیستم در بین افرادی باشد خانواده ، اجتماع و … افراد پنهان کاری باشد این طبیعی است . این پنهان کارها بوده اند ، هستند و در آینده خواهد بود . تعجب نکنید که مثلا یکی از ما کاری انجام می ده در هر جامعه ، خانواده گار ، گرئه ، لژیون هر چی این بود و هست و خواهد بود .

( در مقابل پنهان کاران هیچ خوفی به دل نداشته باشید ، واین اولین و آخرین نیست ، بوده ، هست و خواهد بود جریانی است که بر سر هر یک به گونه ای پیش می آید ) برای هر کسی پیش می آید ، پشت سرما حرف می زنند ، چه می کنند ، ممکنه خیلی اتفاقات . وقتی خود ما فاعل باشیم یا مفعول واقع بشویم ( در محکم ، محتاط ، محبت را جاری نمائید ) شما محکم بایستید ، محتاط باشید ، کارخودتان را بکنید اونهایی که دارند چوب لای چرخ می گذارند بد گویی می کند ، اونایی که حرکتی انجام می دهند ، کارتان به آنها بدهکار نباشه . چون ممکنه این کار را خودتان بکند پروایی نداشته باشید .

( چهره ها ، زیرا با پنهان کاری های بیشتر ) نکته اینجاست ، چرا برملا می شود ؟ ( زیرا با پنهان کاری های بیشتر مواد مذاب مانده و گنداب شده نمایان می شود ) اون موضوعی که گفتیم پنهانی بکنیم اون مثل یک ماده ی مذاب که در هر چی بگذره این گنداب خودش و می یاره رو . خودش رو نشان می دهد . شما اگر یک تکه گوشت را بری قائم کنی در کمد یا جای ، گوشته کرم می زنه و بو می گیره ، الانه پنهانش کردی معلون نیست یک هفته ی دیگه بوش می زنه بالا گندش می زنه بالا. حالا موضوع اینه که یک موضوع ایی قابل پنهان کردن هست ریال یک موضوع هایی قابل پنهان کردن نیستند . یک چیزهایی است که شما پنهانش نمی توانید بکنید . خودتو بکشی ، زمین بری آسمان بری هر کاری بکنی قابل پنهان کردن نیست . شما یک تیکه گوشت را هیچ جا نمی توانید پنهان کنید مواد خوراکی هم نمی توانید پنهان کنید توی آشپزخانه بچه ها برای من گز می آورند خوب دستشان درد نکند من گاهی اوقات فراموشم بشه یک جعبه گز در انبار بماند سعی می کنم مردم می ره ، ولی یک دانه بماند و یادم برود پنهان بشود و نبینید اتاقم پر شده از پروانه ! این پروانه ها کجا بودند ؟ او جعبه گزی که پنهان بود زیر هم بوده ، هیچ کس نمی دید تبدیل شد به پروانه . پس یکسری چیزها را نمی شود پنهان کرد . پس آنهایی که پنهان می کنند یکروز اون پنهان کاری می زنه بیرون . حتی در بعضی از کشورها بالاترین قدرت پنهان کاری 40 سال 30 سال خود سازمان های اطلاعاتی هم یک چیزایی پنهان می کند تا 30سال بعد از 30دیگه می سوزه می گویند ولش کن اعلامش می کنند. اون چیزهایی که می خواهیم پنهان کنیم یک روزی بر ملا خواهد شد و اصلا امکان نداره که آدم یک چیزی را برای همیشه بخواهد پنهان کند . اینجا موضوع قشنگی بود ، نزدیک روزی که صحبت را می کردیم روزهایی بود که نزدیک کریسمس بود یا ژانویه بود می گه ( آغاز تولد مسیح است ) اونجا استاد تبریک هم می گوید ( ما مقدم پیامبر گرامی را تبریک می گوییم و افکار و اندیشه ژرف او احترام می گذاریم ) چیزی که در مکتب ما هست شما ببینید در کتاب آسمانی ما فکر می کنم بیش از 300بار از حضرت موسی اسم برده شده است از رسول خدا فقط 4 بار اسم برده شده است . از پیامبر خودمان 4 بار فقط اسم برده شده و حضرت موسی نزدیک به 300 مرتبه . از مسیح نمی دانم چند بار 50– 60 بار – حضرت مسیح و مادرش حضرت مریم چند بار اسم برده است . بنابراین تمام اینها مورد احترام ما بوده اند . مهم ترین جایی که یهودی ها در دنیا آرامش داشتند بین مسلمانها بوده ، در تمام ایران ، در عراقند در مصرند در تمام بلوک شرق بین مسلمین از اعتبار و زندگی خوبی برخوردار بودند . طرف کرمان بودند الان هم هستید نسبت به بقیه و بارها مسلمانها کمکشان کردند ، در 5 قرن قبل از میلاد بحت النصر آمد و همه ی اینها رو بردند برای اسیری ، یا کوروش گرفت و دوباره برگرداندشان به زندگیشان . برگشتند بین مسلمین و زندگی کردند . ولی اروپا چه پدری از اینها در آورد . خیال نکنید اروپا چند هزار نفرشان را اروپایی ها سوزاندند الان هم اگر بعضی کشورهای اروپایی می روند ، اروپایی ها بهشان بد و بیراه می گویند . البته در گروه هند یک گروه لباسهایی می پوشند و معلومه یهودیند و یک گروه نه ، اونا که لباس های مشخص می پوشند از اون کلاه ها می گذارند ، موهایشان را می بافند ، بهشان متلک و بد و بیراه می گویند . ولی در بین کشورهای اسلامی بهترین و راحترین و خوب ترین زندگی را کرده اند تا بحال . یک دانه یهودی را کسی نکشت در کشورهای اسلامی . همیشه احترام گذاشتند و خیلی خوب زندگی می کردند . برای چی ؟ برای اینکه در قرآن در کتاب ما 300بار راجع به موسی و قوم اسرائیل صحبت می کند . ما احترام می گذاریم ، ما به مسیح احترام می گذاریم . ما به موسی احترام می گذاریم . ما به همه ی اینها احترام را قائلیم . ولی خوب اینها احترام خودشون ، احترام پیامبر خودشان را بعضی وقتها قبول ندارند . این کار رو انجام می دهند . مساله ای ما داریم که آزادی بیان ، با فحش دادن فرق می کند دیگر . آزادی بیان با فحش دادن فرق می کند . منتکیو در کتاب روح القوانین می گفت آزادی یعنی چه ؟ آزادی یعنی چیزی است که به آزادی دیگران لطمه نزند ، من در آپارتمان خودم هستم ، صدای طبل و شیپور را در بیاورم . خوب بقیه ، همسایه ها را آزار می دهد ، ا صدای ضبطم را خیلی خیلی زیاد می کنم به همسایه ها ضرر می زند . ساعت 2 شب می خواهم مهمان دعوت کنم ، پارتی بگیرم ، بخندیم ، داد و بی داد ، سر صدا و فرض کن بگم آزادیه .

شما آزادی بیان دارید ، آزادی فحش هم داریم یا نداریم ؟ یا بگیم فحش هم جزء آزادی بیان . یه بیان داریم ، یه ناسزا ، یه فحش ، اینا با هم فرق می کند . شما نمی توانید به عنوان آزادی بیان به دیگران ناسزا بگوئید . من آیا می توانم به عنوان آزادی بیان ناسزا بگم ، یا به کمونیست ها ناسزا بگم ، به سوسیالیست ها ناسزا بگم به اسکیموها ناسزا بگم ، فحش بدم ، خوب آیامی توانم نوامیس دیگران را به یاد بگیرم ، به مسخره بگیرم و بعد بگم آزادی بیان دارم . آزادی بیان یک حدی دارد با همه جا به دیگران احترام بگذاریم . مثلا کوروش یکی از پادشاهان هخامنشی ها ، هر کجا را که فتح می کرد ، می رفت با احترام وارد اماکن مذهبی می شد ، مال هر کی می خواد باشه . من می رم هند که وارد یک روستا می شم ، اونا گاو را می پرستند ، گاو را می پرستند بخاطر اینکه گاو را محترم می شمارند ، از دیدگاه ما می گیم اینها نفهمند دارند گاو را می پرستند . نه اونا نفهم نیستند و خیلی فهمیده اند . اونا به گاو احترام می گذارند . در بنی اسرائیل هم به گاو احترام می گذارند . ایرانیان هم به گاو احترام می گذاشتند ، مگر میترا به گاو احترام نمی گذاشت ؟ همه به گاو احترام می گذاشتند : برای اینکه گاو زندگی بود ، حیات بود ، زمین را گاو شخم می زد ، شیر از گاو می گرفت . ماست بود ، پنیر ، کشک و روغن بود . خوراک و آذوقه اش بود . گوساله هم بهش می داد ، آب می آمد براش ، شخم می زد از چاه آب می کشید ، کارای تراکتور با گاوی که همه کار را گاو برای انسانها انجام می داد انسان به گاو خیلی خیلی نزدیکه ، حالاتراکتور امروزم فرقی نمی کند ما به گاو نیازمندیم و در زندگی ما بسیار نقش سازنده و مهمی دارد . کشکمان ، شیرمان و پنیر پیتزا ، گوشت و غذاهامون بستگی دارد . به این دلیل آنها به گاو احترام می گذاشتند . اجاز نمی دادند که کسی گاو ها با بکشد . بزرگشان می گفتند گاو را نکشید و نخورید می گفتند ازش استفاده کنید . به گاو احترام می گذاشتند . حالا اگر من برم اونجا ، مسخره کنم هند را براشون جک کنم ، کارتون بکشم و مسخره کنم که شما به اصطلاح آدم ای نفهمی هستید ، جاهلی هستید ، نباید گاو بپرستید ، بمن چه مربوطه عیسی به دین خودش ، موسی به دین خودش . پس اگر ما رفتیم اونجا باید احترام بگذاریم . بعضی ها چوب خشک را می پرستند . میری روستایی ، جایی مردم به یک درخت اعتقاد دارند و به اون درخت دخیل می بندند ، و ستایش می کنند ، من که حق ندارم و مردم مسخره اش بکنم . بنابراین می بینید ما چقدر با احترام همیشه یاد می کنیم که آغاز تولد مسیح است . ( ما مقدم این پیامبر گرامی را تبریک م یگوییم و به افکار و اندیشه ژرف او احترام می گذاریم ) ما مگر یکسان نیستیم ؟ گرچه بحث دینی نداریم ولی این تولد مسیح بود این پاراگراف . مگر احترام نمی گذاریم به مسیح ؟ به خودش احترام می گذاریم به حضرت مریم احترام می گذاریم ، به موسی ، هارون و یوسف به همه ی اینها با دید احترام ما برخورد می کنیم . یکی از اینها را مسخره نمی کنیم .

( اما قابل قبول نیست که بیرون این مذهب ، در عمل نام آن و مسیح را پاس نگذارند و این تقدیر انسانهای اسیری است که در قالب تن نمی دانند برای چه کاری آمده اند در جهل سرگردانند ) در قالب تن نمی دانند برای چه آمده اند چون نمی دانند همه چیزش را هم سرگردانند . خوب یکسری آدم جاهل هم داریم با این کارها ، آدم های جاهل را تحریک می کنند . خوب این هم یک مطلبی بود که ما باید یاد بگیریم که بهم دیگه احترام بگذاریم . آزادی بیان یا آزادی این نیست که هر کسی ، هر کاری که دلش می خواهد انجام دهد و هر کسی را مورد ریشخند قرار بده و بعد بگه من آزادم . از کجا این چیزها را در آورده اید . خوب مطلب دیگری که دارم راجع بهش می خوام وارد بحث بشوم که قطعاً امروز به اتمام نمی رسد ، دنباله ی همان قضیه است که با استاد و شاگرد هستند که تقریباً 19/11/80 است . استاد می گوید ( حس بر ساختمان جسمی یعنی بدن در مال حاضر است ) یعنی زمانیکه جسم و روح یا جسم و نفس با هم هستند . یک بحثی داریم راجع به حس ، که ما ساختمان جسمی است . موقیعکه جسم و روح یا همان جسم با هم دیگه باشند ، منظور زمان بیداری یا هوشیاری که 5 حس کار کند ، 5 حس زمانی کار می کند که روح و نفس هر دو با هم باشد که این بیداریه . خواب که می ریم جسم و این 5 حس کار نمی کند ، موقیعکه نفس جدا می شه اون تا 5 حس دیگه کاری می کند که امروز ممکنه یکسری از مسائل یا یکسری از دانشمندان مباحثی را درآود یا مطرح بکنند که خیلی هم عالیه ، و با یک مدل های نسبتاً خوبی هم ممکنه مطرح بکنند .یکی از مدل هاست که مدل قشنگی هم هست بهتره من با یکی از عزیزان صحبت می کردم گفتم برای من شرح بده در این قسمت می آیند انسان را به سه قسمت تقسیم می کنند .

انسان را به سه بخش تقسیم می کند که یکی ( اید ) که نهاد گفته می شه و یکی ( اگو ) و یکی ( سوپر اگو )چون می خوام وارد بحث نفس و نفس و احساس بشم اینارو می گم که چجوری به اون میاد . مثلا بعضی اوقات شباهت دارد یکی نهاد است . نهاد اون موجودانسان ، اون بخشی که در تمایلات خودش و غرایض خودش را می خواهد بر طرف کند یک شخص نهاد اون قسمت است که غذا می خواهد بخورد بلافاصله می خواهد بخورد ، می خواهد فوری راضی بشود . غذایش را بلافاصله بخورد ، غرایضش را درجا برطرف کند . اگر تو الان بخواهی این غذا را بخوری این غذا مال یکی دیگر است ، اگر الان می خواهی غریضه ات را برطرف بکنی تا این غریضه به حساب و کتابی باش هست ، اون اینو کنترل می کند که این خود اگو برای حب ذات یا حب تبا است یعنی چه ؟ یعنی اون دورش هست که می خواهد اون موجود را حفظ بکند . حب تبا یعنی کاری بکند که الان تو بخواهی بری و این شکار را از دست پلنگ در بیاوری ، پلنگ پارت می کند یا بخواهی این غذا را بخوری اینجا بعد باید پاسخگو باشی و برات مشکل درست می کند . دنبال غریضه ات بخواهی بروی و برطرف بکنی دچار بحران و مسائل و مشکلات می شوی ، اون اگو اینو حفظ می کند ، یک چیزی هم که از این مرحله بگذریم چیزی دیگری وجود دارد بنام دوران و پوشش می ده ( سوپر اگو ) یعنی مافوق اگو ، سوپر اگو می گه از بیرون موجود تحت تاثیر قرار می گیره ، مثل والده به بچه آموزش ها را می دهد ، تربیت را می دهد آن چیزی که از خارج علتش القا می شه یا آموزش می ده یا تربیت می شه یا همه چیز را انجام می ده ، می گن سوپر اگو . پس یک بچه تحت تعلیم سوپر اگو تعلیم قرار می گیرد .

ساختار یک انسان شامل سه بخش شد : نهاد که غریضه است ، یکی اگو که من است ، حفظش می کنیم و یکی مسائل دیگه این شود دیگه این خودآگاه و ناخودآگاه دارد ، ولی صور پنهان و صور آشکار ندارد ، موجود هر چه هست همینه این از شکم مادر شکل می گیرد و رشد می کند تا زمانی که می میرد اونجا شروع شد اینجا دیگه تما شد ، دیگه نه حسابس ، نه کتابی ، نه طراحی ، نه میزانی نه آشکاری و نه پنهانی . ولی حالا ما می آییم و می گوییم ، نه این سه تا را که گفتیم این سه تا را تقریباً حیوان هم دارد دیگه ، حیوان نهاد را دارد ، غرایض و این چیزهایش را می خواهد حیوان اگو را هم دارد ، ولی خوب اگوش به قوی بودن انسان نیست . مثلا فرض کنید یک گوزن اگر شیر را ببیند فرار می کند سعی می کنه در موقعیتی که اون هست قرار نگیرد اگر بخواهد برود آب بخورد و ببیند یک حیوان درنده است ، اونجا نمی ره آب بخوره خودش را حفظ می کند . این هم تا یک حدی اگو داره ، ولی به قوی بودن انسان نسیت . سوپر اگو را هم دارد . این هم از پدر و مادرش خیلی چیزها را یاد می گیرد ، از پدر و مادرش شکار را یاد می گیرد ، غذا خوردن را یاد می گیرد و خیلی چزیها ، ولی خوب در یک حدی دیگری قراردارد ولی چیزی که این کل قضیه است . ولی چیزی که ما در اینجا بحث می کنیم . ما می گیم انسان در وهله ی اول یک نفس دارد . نفس آن چیزی است که تعیین موجودیت می کند در ظاهر و در باطن ، که هم در خواب هست و هم در بیداری و هم در جسم است جسم را بوجود می آورد و هم بقیه را بوجود می آورد . این نفس مراحل متعددی را طی می کند . که در اون همه ی اینها نهفته شده است . در قسمت نفس یک مرحله ، مرحله نفس اماره است و نفس لوامه است و نفس مطمئنه . که اون مراتب مفهوم خودش داره از انجا می آییم در قسمت جسم ، باز جایگاه خودش را دارد اینم قسمت دیگرش است . بعد دو مرتبه بین اینها صور پنهان و صور آشکار اون مدل را هم ارائه دادیم . مدل پود : مثل فرضیه است ، مدل نفس واحده که بگیم یک واحد موجود که خود نفس است یک چیز به خوبی و نیکی و پاکی اونو تشبیه می کنه مشابه که می شه روح و یک چیزی است که به زشتی تشبیه می کنه که می گیم جن . این سه تا در یک قالبند که می گیم نفس این مدل ها با هم کاملاً متفاوتند یعنی دوران مدل اگو را به دو سوپر اگو . ما اصلا چیزی بنام پنهان و آشکار نداریم ، حالا وقتی یک خورده جلوتر می رویم به یکسری مسائل دیگه بر می خوریم که بحثمان ممکنه بازتر شود . ( حس مربوط به ساختمان جسمی یعنی بدن در حال حاضر است ) خوب ساختمان جسمی است در حال حاضر است . یعنی زمانیکه جسم و روح با هم هماهنگ باشند شاگرد سوال می کند که (منظور زمان بیداری و هوشیاری است ) استاد می گوید ( بله ) ( 5 حس دیگر که همان 5 حس بدن ؛ با اندامهای نام برده شده یعنی 7 پیکر یا 7 آسمان در ارتباط می باشد که هر دو قسمت پیکره ها 5 حس قابل لمس نیستند اما قابل حس از نوع خودشان می باشند که با عالم بیرون و اینکه می دانید در ارتباط جاری هستند ) 5 تا حسی که ما داریم این 5 حس ظاهر یا 5 حس حیوان ما زمانی فعالیت می کند که جسم و روح یا همان جسم و نفس با هم باشند . آیا جسم و روح یا جسم و نفس همیشه با هم هستند ؟ نه در زمانیکه ما خواب هستیم اینا با هم نیستند . موقعی کار می کنند ، حس های ما که اینا با هم باشند و اگر با هم باشند حس ها کار نمی کنند یعنی می گوید که وقتی شخص مرده دیگه حس بینایی ، شنوایی کار نمی کند جسم هست ولی روحه نیست ، یا جسم هست ولی نفس نیست . تو خواب هم همینطور است . معمولا توی خواب اینا تعطیلند ولی اگر بیداری یا اون چیزی که باید گیرنده ی حس بگیردش ، چون گیرنده حس ، حس گیرنده است باید یک چیزی را بگیرد اگر اون چیزی که می خواهد بگیرد پایین باشد در خواب می گیرد . خواب خودش یک مرگ ، هیچ فرقی با مرگ ندارد ولی به گونه ای است که اون نفس دو مرتبه به جسم بر می گردد . ولی مرگ جداشدن همیشگی است .پس اگر می خواهید بدانید مرگ چیه ؛ مرگ چیز عجیب و غریبی نیست . خوب این 5 تا حس ظاهر. گفتم 5 تا حس باطنی بیرونی هم وجود دارد . بقیه ی پیکره ها که اون پیکره ها را می گویند قالب مثالی و کالبد دوم می گیم و خیلی چیزهای دیگر می شود اونی که ما در خواب رویت می کنیم اون پیکره های دیگر است . 5 حس ، 7 اندام دگر آنچه اندرگفت نیاید بی شمار. اونها 5 حس های برون و 5 حس دیگر اونها قابل لمس نیستند ، قابل دیدن نیستند ( اما قابل حس از نوع خودشان می باشند که با عالم بیرون و غیره که می دانید در ارتباط هستند مفهوم شد ) اون 5 حس دیگه و اون کالبدهای دیگه یا اون قالب مثالی یا کالبد برزخی ، حالا هر اسمی متعدد دارد . اونها با این 5 حس ظاهری قابل دیدن نیستند ، شما نمی توانید اصطلاحاً روح را ببینید یا نفس را ببینید ولی اونکه در خواب می بینی و در بیداری نمی تونی ، اونها نوع خودشان است . یعنی الان شما جهانی ، چیزی بنام مرگ ما نداریم . چیزی به نام مردن نداریم چیزی به نام جهان مردگان نداریم . وقتی می گی جهان مردگان ، فوری فیلم دراکولا میاد تو نظرت ، یکسری قبر میان و یکسری مرده میان و یکسری کفن پوش و… جهان مردگان این تصور را به انسان می دهد . جهان مردگان این طوری است . فقط جهان مردگان مثل فیلم های دراکولا و وحشتناک و یکسری فیلم های زامبی و از این فیلم ها ….. چیزی ما بنام جهان مردگان نداریم . چون جهان دیگری است . هیچ تفاوتی ندارد شما وقتی خودتونو در خواب می بینید ، در خواب در جهان مردگانید در جهان دیگری هستید . جهان دیگه یک جهان وحشتناک نیست . موقعی که خواب می بینیم می ریم اون جهان وقتی که به آن جهان رفتیم با حس های آن جهان ، اعضای اون جامعه ، محیط و دنیا را می بینیم . با این 5 حس ظاهر نمی توانی ببینی ولی با اون نوع خودش می توانی ببینی .

استاد می گه ( مفهوم شد ) شاگر می گوید ( خیر ) استاد می گه ( شما حس بینایی را وسیله ای در اختیار دارید ) یعنی چشم ( توسط آن می بینید ) با چشم ببینید ( اما در حس برون وسیله ای قابل دید ندارید ، مانند دیدن تصاویر بدون چشم در خواب ) .

می گه خوب شما برای دیدن حس بینایی وسیله ای خواهدی که اسمش چشم است . ولی در حس های بودن دیگه چیز قابل دید نداری ، دیگه چشم فیزیکی را ندارید ( مانند تصاویر بدون چشم ) مانند دیدن تصاویر بودن چشم . الان تصاویری در ذهنتان مجسم می کنید ، مثلا آرنورد ، مجسم می کنید با چشم ، هر چیزی که دیدید یا ندیدید می توانید با چشم مجسم کنید ( مانند دیدن تصاویری بدون چشم در خواب ) در خواب که چشمتان کار نمی کند . ( به نظر می آید که شما خواب هستید )( و گیرنده ی شما یعنی چشم کاملا خاموش است ، چشم دیگری با دیدن خویش دیگر در عالم دیگری یک چشم دیگری در عالم دیگه یک خویش دیگر را می بیند یعنی کالبد دیگری می بینید . در کجا ؟ در عالم دیگر ( تصاویر را ضبط می کند ولی خودشما نمی دانید با کدام وسلیه اینها ضبط شده است ).

( شما حس بینایی را چون وسلیه ای در اختیار دارید یعنی چشم و توسط آن ببینید ، اما در حسن برون ، حس خارج از جسم 5 حس از دورن ، 5 حس از برون ، وسلیه ای قابل دید ندارید مانند دیدن تصاویر بدون چشم در خواب به نظر می آید . شما خواب هستید و گیرنده شما یعنی چشم کاملا خاموش است و چشم دیگر با دیدن خویش دیگر در عالم دیگر . تصاویر را ضبط می کند ولی خودشما نمی دانید با کدام وسیله ضبط شده است ) .




موضوعات مرتبط : دستور جلسات لژیون، سی دیهای کنگره،
برچسب ها : کنگره 60، پنهان کاری،


تاریخ : دوشنبه 27 مهر 1394 | 11:16 ق.ظ | نویسنده : مریم (استاد لژیون) | نظرات