تبلیغات
امـــیــــــد رهـــــــایـــــــی - *** وادی 6 ***
  به نام قدرت مطلق الله


دستور جلسه این هفته  ( 94/06/15 و 94/06/22 ) لژیون : سی دی وادی 6

استاد اینچنین گفتند :


حکم عقل را در قالب فرمانروای کامل و عادل بپذیریم.

عقل در تکامل مانند ماشین تابع خود میباشد در حالی که روح با لطافت منحصر به خود توسط عقل رهبری میشود .عقل روح را هم رهبری میکندو خودش تابع خودش است.فرمان عقل این است که چیزهایی که درست است را انجام دهیم و از خطاها دوری کنیم .

عقل فرّ ایزدی دارد چون مارا به سمت درستی هدایت میکند . فرمانروای ما عقل است .اگر فرمانروای کشور خوب باشد کشور به مرور به سمت پیشرفت میرود .

بعضی مواقع تصمیم میگیریم نا امید نشویم یا کار ضد ارزشی نکنیم اما موقعی که در شرایط خاص قرار میگیریم عقل خودش را نشان میدهد .در این شرایط یک صدا میگه نا امید نشو و یکی ما را نا امید میکند . اولی صدای عقل است و دومی صدای نفس اماره.



در ادامه خانم مریم مدل شهر وجودی را توضیح دادند:

منظور این است که درون هر انسانی یک شهر وجود دارد مثال میزنیم تا از اتّفاقات درون با خبر شویم .درون این شهر یک فرمانروای عادل است و فرمان غلط نمیدهد.با استفاده از این مدل میفهمیم چه میشود که عقل فرمان نمیدهد.

در این شهر قبایل مختلف وجود دارد . قبایل وحشی و قبایل خوب و پیشرفته.در شهر شورایی وجود دارد که مشکلات را بررسی کرده و به اطلاع فرمانروای بزرگ میرساند و فرمانروا حکم نهایی را صادر میکند. تا زمانی که شورا افراد صالح باشند قانون اصلح به تصویب میرسد. اما اگر قبایل وحشی وارد شورا شوند,قوانین تصویبی درست نیستندو در شورا دسیسه سازی میکنند و بین انسانهای فرهیخته نفوذ کرده و جو را متشنّج میکنند.

در شهر وجودی ما هم اینچنین است .عقل به دلیل فرّ ایزدی حکم درست میدهد,درون ما تفکّرات مثبت و منفی در حال رفت و آمد است و این تفکّرات همیشه در حال جدال هستند.هنگامی که کارهای ضدّ ارزشی انجام میدهیم قسمت منفی شهر وجودی را قوی میکنیم و به عقل اجازه ی تصمیم گیری نمیدهیم و نفس اماره حکم میکند. بعد از کنار رفتن فرمانروای عادل در این موقعیّت انسانها در فساد افکار منفی خود غرق میشوند.

بعد از اینکه انسانهای فاسد شهر وجودی را در دست گرفتند صالحان شهر برای نجات شهر وجودی به فکر می افتند ,این همان نفس سرزنش کننده میشود. نفس لوامه بیدار شده. تا کی میخواهی این کارها را ادامه بدهی ؟ که چی؟

قسمت صالح  وجود من به آرامی کودتا میکند و کم کم فرمانروا را به کرسی مینشاند.جدال نفس و عقل صورت میگیرد. اگر کار اشتباه انجام دهیم عذاب وجدان میگیریم.اینقدر این اتّفاق می افتد,ضد ارزشها کم کم کمرنگ میشوند. در حقیقت همزمان وپله پله ضد ارزشها را کم میکنیم.

کم کم فرمانروای عادل برمیگردد و ما بیشتر به فرمان عقل گوش میدهیم و به تشخیص درستی یا غلطی کارمان میرسیم.وقتی که میخواهیم نیروهای منفی را دور کنیم آنها به صورت القای تصوّرات منفی به شهر وجودی حمله میکنند.

نا امیدی , پوچی,ترس و احساسات منفی کار نفس اماره است و ما باید بدانیم آمدن این احساسات کار نفس اماره و شیطان وجودی است,چون نمیخواهد قدرت و جایگاهش را از دست بدهد . ما باید بتوانیم به نیروهای منفی نه بگوییم .باید حرکتمان را از همین لحظه شروع کنیم و به فردا یا آینده نسپاریم. همیشه میخواهیم به بهترین درجه برسیم . رسیدن به مدارج بالا خوب است ولی باید از کارهای کوچک شروع کنیم.از حرکتهای مویی و کوچک اراده من قوی میشود.وقتی توانستم به نیرو های منفی که مرا به تنبلی وامیدارد غلبه کنم میتوانم قدمهای بزرگ را بردارم .

اگر توانستیم به نفس اماره نه بگوییم و فرمان عقل را اجرا کنیم بعد از ان لذّت زیادی را تجربه خواهیم کرد.





موضوعات مرتبط : دستور جلسات لژیون،
برچسب ها : کنگره 60، وادی 6،


تاریخ : پنجشنبه 26 شهریور 1394 | 08:35 ب.ظ | نویسنده : فاطمه احمدی | نظرات